رمان آن شب
رمان آن شب امشب قرار است برادر ماهین، از سفرِ کاری برگردد. به خانهی او میرود تا قبل از امدن برادرش خانه اش را تمیز و مرتب کند و غذا بپزد، اما آنجا با یکی از دوستان صمیمی برادرش رو به رو میشود که بی خبر به آنجا آمده و …
خلاصه رمان آن شب:
تنم میلرزید و پاهام حتی نای تکون خوردن و قدم برداشتن نداشتن لگنم هم به شدت درد میکرد دوست داشتم در همون لحظه بمیرم. روی شکمم کمی خم شدم و دستمو به شکمم گرفتم. درد ذره ذره داشت تنمو میبلعید اینکه دوباره چشمام سیاهی بره ...
دانلود رمان اسارت بی پایان از مریم پیروند :حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمیترین دوستش میرود و در آن مهمانی از نوشیدنی های غیر مجاز میخورد، مهمانی لو میرود و پلیس همه را دستگیر میکند، وضعیت نابسامان حلما آبروی نامزدش و حاجی بابای خودش را میبرد! اما برخلاف تصورِ حلما، امیریل عقد را بهم نمیزند و ...
خلاصه رمان اسارت بی پایان:
دست و پاهامو گم کردم و برای هر سوال سروان هزار بار تته پته کردم تا بتونم جواب بدم به خیال خودم با این سوال و جواب ها به زودی راهیمون میکنن بریم خونه و همه چیز ...
رمان خواب و بیدار از مریم پیروند
رمان خواب و بیدار از مریم پیروند :زانیار پسری که عاشق دختر لوند و بیبند و بار صاحب خونه شون میشه که همه تفریحاتش خلاصه میشن توی پارتی و
مهمونیهای مختلط و وقتی با آذین دوست میشه میخواد هر طور شده اونو مال خودش کنه…
قسمتی از رمان
ترانه جون از دور دست تکون داد و گفت : نیلا یکم تنبل شده آذین، توقعتو ازش بیشتر ببر. دستی به سر و یال نیلا کشیدم و گفتم:
راست میگه دختر تنبلی شدی یا شایدم باهام قهری، تو هم مثل زانیار لوس شدیا، این مدت سرم شلوغ بود که نیومدم ...
رمان ژالین از مریم پیروند
رمان ژالین از مریم پیروند :مرال یک عکاس طبیعت است که در کودکی، پدر و مادرش از هم جدا شدند با این احوال در شرایط نرمالی مرال را بزرگ کردند، مرال پس از شنیدن خبر فوت ماهان از دوستان خانوادگیشان، به روستای خوش آب و هوایی میرود، که عمهاش آنجا خانه دارد، آنجا با خیام آشنا میشود که برادر ماهان بوده و آمده تا غم برادر را فراموش کند اما …
خلاصه رمان تمام زمزمههای زمین
صبح با هوایی دل انگیز بیدار شدم. ابری بود و مه الود. دوباره صحبتی کوتاه با مامان و بابا کردم. بعد هم ...
رمان معجون هر دو جلد از مریم پیروند
رمان معجون هر دو جلد از مریم پیروند :بهار دختر ۱۴سالهای که برای آزادی تنها سر پناه و برادرش از زندان، از پسرعموی ناتنیش کمک میخواهد.
اما کیان ۳۲ساله که سخت عاشق بهار است، برای کمک به او، شرطی میگذارد که بهار مجبور به قبولش میشود.
در جلد دوم شاهد اتفاقات بزرگتری هستید؛ دشمنی که برای نابودی زندگی هردویشان پیش میآید و کیان تصادف میکند و
حافظهاش را از دست میدهد.
بخشی از رمان
درون آینه به صورتم نگاه کردم به زیبایی که از مادرم به ارث بره بودم . پوزخندی گوشه ی لبم جای گرفت ؛
مادری که ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.