دانلود رمان به تو عاشقانه باختم از آذر اول
دانلود رمان به تو عاشقانه باختم از آذر اول :امیرحسین شریعت مرد مذهبی و جدی بامرام و اهل زور خونه! همه او را اقا سید صدا میزنند! یک محل سر اسمش قسم میخورند! به خودش قول داده که دورِ عشق و عاشقی را خط بکشد! قول داده فقط حامیِ زنی باشد که برای یک مدت همخانهی او شده! زنی که شوهرش فوت کرده و باردار است! در محل چو میافتد که زنِ شوهر مرده چطور حامله شده! آقاسید دل میده به دلِ مریم خانم، و عقد موقتش میکند… روایت یک زندگی واقعی…
خلاصه ...
دانلود رمان فردا بر می گردم از آذر اول
دانلود رمان فردا بر می گردم از آذر اول :گلی با پدر علیل و برادر معتادش تنها نانآور خانه است! برای گذراندن زندگی سختشان، علاوه بر کار در مهدکودک، مجبور به پرستاری از دریا کودکی با شخصیت خاص و روانی آسیبدیده میشود، آشنایی با دریا و پدرش، دریچهای جدید به روی زندگی پر از ناامیدی گلی باز میکند …
خلاصه رمان فردا:
برميگردم سفره را روی زمین پهن کردم . قالب پنیر بُرش زده و پیاله مربا را گذاشتم وسط سفره و برای ریختن چای به آشپزخانه برگشتم . بوی گند آنجا را که ...
دانلود رمان ماهتاب از آذر اول
دانلود رمان ماهتاب از آذر اول :رمان ماهتاب به نویسندگی آذر اول، حکایت زندگی دختری به اسم ماهتاب است که در سن کم ازدواج میکند و همراه با همسرش برای زندگی به خارج از کشور میرود. در رمان هیجانی ماهتاب به نویسندگی آذر اول، داستان از جایی شکل میگیرد که ماهتاب بعد از چند سال، در زندگی مشترکش شکست میخورد و طلاق میگیرد. به ایران برمیگردد و ادامه تحصیل میدهد و برای گذراندن دورهی کارآموزی، به دفتر یکی از وکیلهای معروف میرود. محمد زند، وکیلی که از سالها پیش عاشق ماهتاب بوده و حالا با ...
دانلود رمان نفسم باش از آذر اول
دانلود رمان نفسم باش از آذر اول :دختری سرکش و مستقل که به خواست پدربزرگش وارد رابطه ای اجباری میشه یه همخونه ی اجباری… پسری زخم خورده و بدبین که نفس قصه دست روی حساسیت هاش میذاره و…
خلاصه رمان:
نفسم باش نور خورشید تا وسط اتاقم پهن شده و گرمایش را هم مرحمت فرموده. با وجود روشن بودن سیستم خنک کننده باز هم از حرارت بالای تن و بدنم، کلافه از خواب بیدار می شوم. تابستان همیشه برایم همینطور بوده و گرمایش عصبییم می کند. با پلک هایی نیمه باز دستم را دراز می کنم ...
دانلود رمان هیچکس من از آذر اول
دانلود رمان هیچکس من از آذر اول :مرضیه دختر زیبای چشم آبی که عاشق نعمت، مرد فرش فروش همسایه شون میشه… مردی که جز شکنجه و آزار چیزی برای مرضیه ندارد… عشق نعمت اجاره نمیده که مرضیه پسر لاغر اندامی را که همچون سایه دنبالش هست را ببیند. با ازدواج مرضیه با نعمت، او از خانواده طرد و…
خلاصه رمان:
هیچکس من نفیسه تکه ای از لواشک می کند و می گیرد سمت مرضیه. – بگیر بخور… عمه درست کرده لواشک را می گیرد و می گذارد توی دهنش. صورتش را در هم می کشد. اما ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.