توضیحات
دانلود رمان ماهتاب از آذر اول

دانلود رمان ماهتاب از آذر اول :رمان ماهتاب به نویسندگی آذر اول، حکایت زندگی دختری به اسم ماهتاب است که در سن کم ازدواج میکند و همراه با همسرش برای زندگی به خارج از کشور میرود. در رمان هیجانی ماهتاب به نویسندگی آذر اول، داستان از جایی شکل میگیرد که ماهتاب بعد از چند سال، در زندگی مشترکش شکست میخورد و طلاق میگیرد. به ایران برمیگردد و ادامه تحصیل میدهد و برای گذراندن دورهی کارآموزی، به دفتر یکی از وکیلهای معروف میرود. محمد زند، وکیلی که از سالها پیش عاشق ماهتاب بوده و حالا با حضور او در دفترش، عشقش مجدد زنده میشود و…..
خلاصه رمان ماهتاب:
رمان ماهتاب به نویسندگی آذر اول، حکایت زندگی دختری به اسم ماهتاب است که بعد از شکست در زندگیاش و طلاق از همسرش، به ایران برمیگردد و به دفتر وکالت مردی میرود که از سالها دور عاشقش بوده و…
مقداری از متن رمان ماهتاب:
روبروی ساختمانی که نسیم آدرسش را داده بود ایستادم و سرم را کمی بالا گرفتم و نگاهی به تابلوهایی که بر رویش نصب شده بود انداختم. وارد شدم و بعد از آن که کمی معطل پایین آمدن آسانسور ماندم خودم را به طبقه ی سوم رساندم دو واحد در این طبقه وجود داشت، یکی سمت راست و دیگری سمت چپ آسانسور با نگاه کردن به واحد سمت چپ و خواندن تابلوی نه چندان بزرگی روی دیوار با برداشتنچند قدم کوتاه خودم را پشت در رساندم و بعد از آن که نفس عمیقی کشیدم با انگشتم زنگ را به صدا در آوردم چند لحظه بعد در باز شد،
خانمی با لبخندی که صورتش را پوشانده بود در چارچوب در ظاهر شد. سلام کردم و جوابی گرفتم بعد از آن که در را پشت سرم بستم برای لحظه ای کوتاه چشم دور سالن .چرخاندم حدس اینکه خانمی که در را به رویم باز کرده بود منشی دفتر باشد سخت نبود پشت میزش نشست و با همان لبخندی که هنوز لب هایش را ترک نکرده بود، روبه من گفت: بفرمایید .بشینید.
به خواسته اش عمل کردم و روی یکی از مبلهای راحتی شیری رنگی که آن طرف تر از میزش چیدمان شده بود، نشستم.هوای بیرون گرم بود و باد خنکی که از سیستم خنک کننده در فضا پخش میشد حالم را بهتر میکرد صدایش مرا به خود آورد: بفرمایید، در خدمتتون هستم….
مطالعه بیشتر:دانلود رمان به تو عاشقانه باختم از آذر اول





























