رمان مدارا از منیر مهریزی
رمان مدارا از منیر مهریزی :داستان راجب دختری به اسم بهار است که در بحبوحه شکوفایی با نمود شایع جوامع شهری و امروزی ، یعنی طلاق روبرو میشود ، امّا با وقار و بردباری و خودباوری راه تازه ای در زندگی اش میجوید تا آینده اش را به شکل دیگری رقم بزند و تقدیر خود را به قضا و قدر نمیسپارد …
خلاصه رمان مدارا
با نگاهی به درخت نیمه عریان خزان زده از پشت شیشه ی پنجره، سرخورده و مایوس به خاله گفتم:
شانس منه دیگه خاله … حکایت این ازدواج نافرجام من شده آش نخورده و دهن ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.