رمان زهر آلود از ریحانه محمود
رمان زهر آلود از ریحانه محمود :ارغوان در خانه باغ دوستش، برای اولین بار، با کیارش برخورد میکند؛ مردی ۳۱ ساله که گذشتهای زهرآلود دارد و
بعد از روبرو شدن با ارغوان تلاش میکند که ضعفهای خودش را پشت نقاب بیتفاوتی پنهان کند و ارغوان نمیداند
که در واقع با چه شخصیتی طرف هست. در مقابل، پگاه که به دلیل آزار و اذیتهای همسرش به تازگی از او جداشده،
برای نظم دادن به زندگیش، به امیرحافظ سعیدی روانشناس مراجعه میکند؛
مردی با خانوادهای متعصب و شخصیتی متفاوت که عشق دوران بچگیش بوده.
بخشی از رمان
چشم که باز کرد؛ هنوز هم ...
رمان بزن بهادر از فاطمه سلیمانی
رمان بزن بهادر از فاطمه سلیمانی :بزن بهادر به معنای شجاع و دلیر گفته بودند دزد شبگیر جنون… در خیال واهی تصمیم ها مینشیند. آنقدر دلبر و دلربا که خدا میداند. نمیدانم کجا و چهطور، فقط این را میدانم در جادهی تنهایی دزد شبگیر جنون من تو بودی! جنونی که با تو لذت داشت. حرف دلت را در پس نگاهت خواندم و هر بار دورتر از تو، پا به جادههای متروکه گذاشتم… تو دم از عشق زدی و من، آنقدر سرم گرم شد که نفهمیدم گاهی عشق… حرف حساب بر کلهاش فرو نمیرود! راستی، عشق ...
رمان تقاطع از بهاره حسنی
رمان تقاطع از بهاره حسنی :داستان این رمان درباره دختری به نام ساراست که با دختر خاله مادرش فرشته زندگی میکنه و با بدحال شدن فرشته سارا مجبور میشه به پسراش که خارج از کشورن خبر بده و…..
خلاصه رمان تقاطع
از سر جایم برخواستم و زن و شوهر را تنها گذاشتم … پایین پرستار هنوز مشغول صحبت بود … چند لحظه ای در حال قدم زدم … می دانستم که پسر ها چیزی از بیماری فرشته نمی دانند … فرشته مطمئن بود که خوب خواهد شد … مراجل شیمی درمانی به عقیده پزشک به خوبی پیش می ...
رمان پیمان خونی هر سه جلد از هلن هارت :« دانته» خونآشامی در حال گرسنگی است .چیزی که مشتاق آن هست، خون قرمز انسان است. پس از اسیر شدن به عنوان برده خونی برای یک خونآشام زن، او بالاخره فرار می کند .در نهایت، شامه اش او را به نزدیکترین بانک خون می فرستد، تا گرسنگی اش را برطرف کند. پرستار اورژانس «ارین همیلتون» یک شیفت شب شلوغ دارد…
تا اینکه یک غریبه زیبا را در بانک خون بیمارستان پیدا می کند. منطقش به او می گوید، که او را به داخل بیاورد. اما او با احساسات قویتر و ناآشنا تلاش ...
رمان ای مهربان چراغ بیاور از آزیتا خیری
رمان ای مهربان چراغ بیاور از آزیتا خیری :رسیدن به عشق نافرجامی چه حرمت ها که نشکست، زنی که زندگی چندین ساله را قربانی هوس و پول نکرد اما در میان انان شکوفه ای نوبرانه وجود دارد که رسم عاشقی و زندگی را.
خلاصه :
صدای کف و سوت خیابان را پر کرده بود و او هنوز دور خـودش مـیچرخیـد و در آن لباسهای سنگین خزدار با طرح خرگوشش بشکن مـی زد. کودکی از پشت شیشۀ ماشین برایش دست مـیزد و پیرزنی با شالی که دور گردنش افتاده بود، عنان از کف داده، رقص کنان ...
رمان استاد خاص من جلد اول از محیا داودی
رمان استاد خاص من جلد اول از محیا داودی :یلدای دانشجوی تخس استاد جاوید، صرفا جهت انتقام از استادش پیشنهاد ازدواجش و قبول میکنه غافل از اینکه سرنوشت قراره خیلی چیزهارو عوض کنه! این داستان، طنز ترین رمان استاد دانشجویی همراه با عاشقانه هایی تکرار نشدنی است که بخش کوتاهی از ان را می توانید در ادامه بخوانید.
خلاصه رمان استاد خاص من
پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه پارک کردم و خواستم از ماشین پیاده شم … بازم دیرم شده بود … اصلا مگه ممکن بود یه روز من کلاس داشته باشم و ...
رمان دلبر استاد جلد دوم از محیا داودی
رمان دلبر استاد جلد دوم از محیا داودی :در ادامه ی رمان دلبر1 همه چیز عوض میشه… دلبر که تو این مدت هم از حامی و هم از شاهرخ ضربه های جبران ناپذیری خورده مصمم میشه واسه انتقام و از شاهرخ دل می کنه… مصاف عشقی ڪهنه و انتقامی هات، تقاص یا بخشش؟ در ادامه جلد دوم این رمان جذاب را با هم می خوانیم.
خلاصه رمان دلبر استاد
عطر خوش بھار،
لا به لای تموم تنھاییم نفس گرفتم و تازه میکرد
امروز سال من تو ھمین اتاق تحویل شده بود و خبری از اون بیرون نداشتم،
باورم ...
رمان دلبر استاد جلد سوم ازمحیا داودی
رمان دلبر استاد جلد سوم ازمحیا داودی :دلبر دانشجوی سر به هوای استاد توتونچی واسه کمک به استادش وارد یه بازی خطرناک میشه غافل از اینکه حامی پسرعموی عاشقش سر از ماجرا درمیاره و نمیذاره داستان اونطور که هست پیش بره و…
خلاصه رمان : دلبر استاد
اواسط آذر ماه بود و هوا روبه سرما می رفت.جلو در کفشام و پوشیدم و زیپ سویشرتم رو بالا کشیدم و راه افتادم تا از در حیاط برم بیرون که همزمان حامی از خونه زد بیرون. بعد از اون روز که باهم حرف زده بودیم، یه کمی باهام سر ...
رمان موسرخه و ارباب اتابک از رویا رستمی
رمان موسرخه و ارباب اتابک از رویا رستمی :روناک، دختری است با موهای سرخ که در روستا به او لقب جادوگر داده اند، او را مجبورش میکنند تا همسر ارباب اتابک شود! در شب عروسی آن دو، زن اول اتابک فوت میکند و عمارت او آتش میگیرد و تمام اینها مهر تاییدی است بر اینکه روناک یک جادوگر است …
خلاصه رمان موسرخه و ارباب اتابک
صدای تیر آمد. اتابک اخم هایش را در هم کشید بدون اینکه به روناک توجه کند دوید. حتما خبری شده بود. روناک هم با صدای تیر روسری را از ...
رمان حسابدار زیبا از ناشناس بی احساس
رمان حسابدار زیبا از ناشناس بی احساس :جدال عشقی آتشین میان حسابداری زیبا و دستیارش که…
خلاصه رمان : حسابدار زیبا
لباسای دیروزم رو پوشیدم با میعاد سوار ماشینش شدم. وقتی رسیدیم شرکت میعاد گفت: -خب تو بشین رو صندلیت و من کاراتو انجام میدم. وقتی همه چکا نوشته و کپی گرفته شد با بخش ها تماس گرفتیم تا بیان حقوقشون رو بگیرن. تا بعداظهر در گیر بودیم زیر دلم خیلی درد گرفته بود. میعاد نمیزاشت ذره ای از جام تکون بخورم. برام کلی تنقلات و غذا هم گوشت کبابی سفارش داد و مجبورم کرد بخورم. ...
رمان ملاتونین جلد اول و دوم از می نا کاف
رمان ملاتونین جلد اول و دوم از می نا کاف :با خستگی پیشبند بلند سفید رنگم رو دور گردنم انداختم و بنداش و پشت کمرم پاپیون زدم … لئو به برگه های چسبیده شده به هود بالای سرش نگاه طولانی ای کرد و گفت: خب بچه ها، استراحت بسه… بوقلمون و آماده کنید! پیتزای دو نفره… پیتزای یه نفره؟ درسته مارتا ؟… غذای دریایی هم… نداریم… جلوی تخته گوشت وایسادم و با صدای رسایی پرسیدم: -میگو یا ماهی؟ مارتا با صدایی که رگه هایی از خنده داشت گفت: -میگه غذای دریایی ...
رمان محکوم از زهرا علیزاده
رمان محکوم از زهرا علیزاده :ارسلان یه پسر بدبین و شکاکه که شیفته یه دختر ساکت و مظلوم شده و تعقیبش میکنه. برای به دست آوردن مینا سماجت میکنه و بعداً مینا متوجه میشه که ارسلان از سال ها قبل عاشقش بوده…
خلاصه رمان
روی تخت نشستم و خنده ای ناخواسته و شیرین روی لبم جای گرفت. ازدواج را به خاطر دلبستگی و عشقش دوست داشتم. چندباری امیر را دم در خانه شان دیده بودم. قد بلند و خوش چهره بود. با یادآوریش گرمای مطبوعی زیر پوستم دوید. دست هایم را روی گونه هایم گذاشتم و با ناباوری ...
رمان آین کای از بهار
رمان آین کای از بهار :کای دیپ از احساسات خالیه اون وقتی حساب و کتابهای مالی رو تا آخرین پنی بدست میاره خوشنود میشه، اما برای اون خبری از احساسات بزرگ و مهم نیست اون فکر میکنه که نقصی داره خانوادهش بهتر میدونن که اوتیسمِ اون بدین معنیه که احساسات رو به طریقهی متفاوتتری تجربه میکنه همون موقع، ازمه ترن، دختر دورگهای که توی محلههای زاغهنشین شهر هوشیمین زندگی میکنه، احساس میکنه به جایی که هست تعلق نداره. وقتی فرصتی براش فراهم میشه که ….
مطالعه بیشتر:رمان عروس جزیره از الناز دادخواه
رمان عروس جزیره از الناز دادخواه
رمان عروس جزیره از الناز دادخواه :این رمان به صورت کلاسیک، عاشقانه و معمایی نوشته شده. داستان در سده 18میلادی شروع میشه. آنیا دختر یک خانواده معمولی و شیرینی فروش برای گذروندن تعطیلات به جزیره کوچکی میره که همه همدیگر رو میشناسن. با ورود آنیا به جزیره مردم در مورد کنت منفور و ترسناکی حرف میزنند که بخاطر غرور و خودخواهیش پیش همه مردم جزیره منفوره..داستان از جایی به اوج خود می رسه که آنیا در دام عشق این مرد خطرناک میوفته اما هر چی که جلوتر میره تازه به رازهای تاریک زندگی کنت پی ...
رمان لونا از مریم چاهی
رمان لونا از مریم چاهی :لونا داستان دختری به نام مهساست که در بچگی با مردی که چندسال از خودش بزرگتر بوده ازدواج کرده. حالا بعد از سالها کتک خوردن و آزار دیدن شجاعتش رو جمع کرده و طلاق میگیره. کسی که باعث این شجاعت بوده هنرپیشه ایه که تصویری از زندگیش سالها رویای مهسا بوده. حالا بعد از طلاق مهسا وارد زندگی این هنر پیشه میشه و میفهمه هرچی که از زندگی این آدم دیده و فهمیده فقط یه سراب بوده…
خلاصه رمان لونا
فقط یک کلیک مانده تا چهره عشق جلوی چشمان وحشت زده اش خودنمایی ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.