توضیحات
دانلود رمان التهاب از رویا رستمی

دانلود رمان التهاب از رویا رستمی :پروا با وسوسهی دوستش میترا برای بدست آوردن زندگی بهتر در دبی از خانه فرار میکند! و با لنج های بوشهر قاچاقی به دبی برود، اما سرنوشت خوبی در خارج از منزل در انتظارش نیست و در لنج گرفتار میشود…
خلاصه رمان التهاب:
به کف دستش نگاه کرد. پر از خون بود. از ترس به تمام بدنش نگاه کرد. تنش هم پر از خون بود. انگار سرش بریده باشد. از ته دل جیغ بلندی کشید. داشت دیوانه میشد. پدرش با لبخند مقابلش ایستاد. گفتم: نباید فرار کنی پروا. دستان خونیش را روی گوشش گذاشت و شروع کرد به جیغ زدن. یکباره در اتاق باز شد. سورن با وحشت بالای سرش ایستاد. با دستان تنومندش شروع کرد به تکان دادن پروا. پروایی که بی اختیار در خواب جیغ میزد و گریه میکرد. مطمئنا كابوس وحشتناکی بوده.
از تکان های شدید سورن از خواب بلند شد. تمام صورتش خیس بود. انگار روی صورتش باران باریده باشد. تنش کمی خیس بود. عرق کرده بود. گیج و منگ با دیدن سورن انگار دنیا را دو دستی تقدیمش کردند. زیر گریه زد. -بابام بود همه بدنم پر از خون… سورن موهایش را نوازش کرد. -هیش دختر خوب یه خواب بود تموم شد و رفت. -نه پیدا میکنه منو میکشه. -هیشکی پیدات نمیکنه جات امنه. پشت کمرش را نوازش کرد. -سورن؟ -جانم.. یک جانم هایی هست که شیرینن…
راست راستکی مزهی پشمک دم عیدی به بازارچه قدیمی را میدهند. حتی وقتی حالیت هم نیست طعمش ته دلت می نشیند. -تو مواظبی کسی نیاد تو اتاق ها؟ مطمئن بود دارد خیالات میبافد. پس فقط گفت: آره. -میشه شب تو همین اتاق بخوابی؟ بچه کوچولو! -میخوابم.
تخت خوابش بزرگ بود. یک تخت دو نفره پت و پهن. پروا از سورن جدا شد. بالش زیر سرش را وسط تخت گذاشت. -تو اینور بخواب من اینجا. خنده اش گرفت. حتی در بی حواسیش هم حالیش بود که باید چیزی وسط باشد. -باشه میخوابم تو راحت بگیر بخواب. -نه باید ببینم. از جایش بلند شد. تخت را دور زد….
مطالعه بیشتر:دانلود رمان شکنجه هر سه جلد از رویا رستمی































