فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان19.900

توضیحات

دانلود رمان راز دلبند از شیرین نورنژاد

دانلود رمان راز دلبند از شیرین نورنژاد :این داستان روایتی است از زندگی رایحه؛ دختری که در سایه‌سختگیری‌های پدر و برادرش بزرگ شده و همیشه با رفتارهای سرد و بی‌مهر آن‌ها دست و پنجه نرم کرده. با تمام این سختی‌ها، رایحه در رشته طراحی در دانشگاه بسیار موفق است و همیشه از طرف استادانش تشویق می‌شود.

اما در قلبش چیزی بیش از موفقیت دانشگاهی دارد؛ او به پسری به نام پیمان دل بسته و به طور مخفیانه با او رابطه‌ای برقرار کرده. با فاش شدن این رابطه، رایحه به حقیقتی تلخ پی می‌برد؛ پیمان به قصد انتقام به او نزدیک شده. اما چرا؟ برای دانستن ادامه این داستان پر از پیچ‌وتاب، باید آن را بخوانید.

مقداری از متن رمان راز دلبند:

آماده شدم و از خانه بیرون زدم. بی هدف توی خیابانها قدم میزدم. به رفت و آمد آدم ها نگاه میکردم. از پیمان هیچ خبری نداشتم و دلم نمیخواست ازش خبری بگیرم. شاید خسته بودم. شاید هم نگاه و رفتار دیشبش اینطور رویم تاثیر گذاشته بود. شاید هم… از ترس و وحشت زیاد به این حال عجیب رسیده بودم. روی نیمکتی توی پارک نشستم و ساندویچم را گاز میزدم. چند ساعت بود توی خیابان ها بودم؟! و چقدر جالب که حتی یک نفر سراغم را نمیگرفت. لبخند روی لبم آمد… تلخ شد…

طعم ساندویچ را زهرمار کرد. و من با آب فرو دادم و خودم را مجبور کردم تا ته زهرماری اش را بخورم. عصر شد… غروب شد… به فیروزه زنگ زدم… بی پاسخ ماند. فیروزه درحال پیاده کردن نقشه های مسخره اش بود! دلم برایش میسوخت. شب شد. هوا تاریک شد. کسی زنگ نزد. کسی سراغم را نگرفت. ساعت نُه… َده… ده و نیم… یازده… پیمان زنگ نزد. قلبم له شد. توی خلا مانده بودم. به خانه مادرش برگشتم و من که جز آنجا جای دیگری نداشتم. مادرش خانه بود… پدرش هم…شیوا هم.

انا پیمان… سلام دادم. شیوا پاسخم نداد. پدرش گرم جوابم را داد و مادرش با تعلل: -شام خوردی رایحه جان؟ مادرش چشم میدزدید. کمی رنگ پریده به نظر میرسید. شیوا زانوهانش را بغل گرفته و بی هدف به نقطه ای خیره مانده بود. کوتاه جواب دادم: -میل ندارم. دیگر تعارف و هیچی نگفت. به چشم میدیدم که فضای خانه سردتر و عجیب تر از همیشه است. نمیخواستم بپرسم، اما نشد… و از همان مستانه پرسیدم: -پیمان برنگشته؟ صدایش ضعیف بود:

-نه… سر تکان دادم و وارد اتاق کوچکی شدم که تا حدودی میشد گفت مال من و پیمان است. و از همان لحظه چیزی مثل سنگ راه نفسم را گرفت. سکوت و وهم اتاق داشت خفه ام میکرد. ساعت دوازده شب بود. نمیخواستم به پیمان زنگ بزنم. باید خودش میخواست که برگردد. باید خودش میخواست که دلش پیش من باشد… توی این اتاق باشد… دلش تنگ و نگران کسی باشد که جز او دیگر هیچکس را ندارد. اما همچنان منتظرم میگذاشت و من را تا لب مرگ میبرد و برمیگرداند.

دیشب آن همه حرف زدم… خواهش و التماس کردم… به او فهماندم که همه جوره برای ساختن زندگیمان کنارش هستم… و حالا او فقط باید برمیگشت. اما هنوز یک ساعت هم نشده بود منتظر بازگشتش بودم… که چند تقه ی آرام به در خورد و سپس در باز شد. با دیدن مستانه، بی حرکت همانطور نشسته ماندم. نگاهش… باعث میشد قلبم یخ بزند. و او حتی لبخند هم نداشت...

 

مطالعه رمان بیشتر:دانلود رمان خیمه‌ شب بازی از مرجان فریدی

مطالعه رمان بیشتر:دانلود رمان ساعت صفر مرزی از دلارام_م

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان راز دلبند
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شیرین نورنژاد
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1101
  • حجم
    30.5
  • 332 روز پيش
  • admin
  • 412 بازدید
  • تومان19.900
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.