فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان14.300

 

 

توضیحات

دانلود رمان زن شرطی از نیلوفر قائمی فر

دانلود رمان زن شرطی از نیلوفر قائمی فر

دانلود رمان زن شرطی از نیلوفر قائمی فر :در مورد زنی ست که به خاطر یک انتخاب غلط یازده سال زندگی پر تنشی رو پشت سر می‌گذارد اما دقیقا موقعه جدایی متوجه می‌شود باردار است و برای خلاصی از آن زندگی، غیرمجاز جنین را از بین می‌برد اما پیش مردی که این زن برای اون یک فرد خاص است… پس از جدایی ماریا، درگیر قتل همسر سابقش می‌شود و بعد هفت ماه آزاد می‌شود در حالی که به خاطر یک شرط آزاد شده و اما آن شرط شروع رمان زن شرطی هست ….

خلاصه رمان زن شرطی

سه شنبه شد و تو چهار روز گذشته خواب از چشم من رفته بود و خودمو با سرزنش کشته بودم هر کاری میخواستم بکنم فکر به اون لحظه رهام نمی‌کرد حالا دیگه کم کم حس گناه و عذاب وجدان دو دستی گردنمو گرفته بود. هر وقتم بنا بر خستگی خوابم می‌برد خواب اون لحظه رو می دیدم که با آیان بودم. می‌دونید اوج فاجعه کجا بود اینکه من جای اینکه از آیان متنفر باشم یا بترسم فقط عصبانی بودم اونم خشمی که از کینه و نفرت نبود آخه برای چی؟ چون تجربه‌ متفاوتی بهم داده بود؟ من چطور زنی بودم؟ خودم این بعد از خودمو تا حالا نشناخته بودم. صدای مامان اومد که انگار از پشت

گوشی تلفن یا آیفن داشت یکی رو صدا میزد‌: احسان بهران؟ چرا جلوی در ایستادید تو نمی‌آیید؟ از اتاق خارج شدم دیدم مامان آیفن به دست در حالیکه یه دست دیگه اشم به کمرش زده، زل زده به مانیتور آیفن و داره حرف میزنه. -مامان؟ چی شده؟ مامان: بابات اینا اومدن ولی پسرا دم درایستادن بابات جلوتر داره با همسایه حرف میزنه. -همسایه ساختمون؟ -نه کوچه‌. -کدوم همسایه؟ -محموداقاست انگاری احسان گفت محمود اقاست وگرنه من نمی‌بینمشون نمیدونم کجا ایستادن‌ وا رفته و با تته پته گفتم: مح… محمود آقا؟ پرپر از دم اتاق در حالیکه حوله به سر بود صدا کرد: چرا جلوی در ایستادید؟

زاغ سیاهه کیو از پشت آیفن چوب می‌زنید؟ با وحشت و اضطراب رو به پرپر گفتم: می گه محمود اقا داره با بابا حرف می زنه پرپر با چشمای گرد پرسید: محمود آقا؟ چی کار داره؟ مامان دکمه‌ی آیفنو زدو گفت: عه وامونده هی خاموش میشه صفحه‌ش‌. بهران تو تصویر برگشت سمت آیفن یه چیزی گفت و مامان با خنده گفت: زهرمار پس شما دوتا چرا ایستادید؟ بیایید بالا دیگه. آیفنو گذاشت و برگشت من و پرپر رو دید. -اوا شما دوتا چرا این شکلی اید؟ با تردید و هول و ولای تو دلم پرسیدم: محمود آقا به بابا چیکار داره؟ مامان گفت: حتما احوالپرسی میکنه دیگه درسته زنش از دماغ فیل افتاده‌ست ولی ….

 

مطالعه بیشتر:دانلود رمان یراق از مریم اندریانی

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان زن شرطی
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    نیلوفر قائمی فر
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1613
  • حجم
    86.3
  • 579 روز پيش
  • admin
  • 1,696 بازدید
  • تومان14.300
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.