توضیحات
دانلود رمان عهد اقاقیا از بهاره غفرانی

دانلود رمان عهد اقاقیا از بهاره غفرانی :الهام یکی از نوادگان قاجار است که به درخواست و وصیت پدربزرگ مرحومش که برایش عزیز و محترم بوده، راهی ترکیه میشود تا میراث خانوادگیشان را برگرداند! اما در این راه با موانعی روبرو میشود که فکرش را هم نمیکرد، درگیر ماجراهای میشود که…
خلاصه رمان:
عهد اقاقیا چشمان تیزش به لبهایم دوخته شد و من غرق در خاکستری نگاهش لبخند بر روی لیم نشاندم پوست برنزه اش زیر چراغهای تزیینی مطب درخشندگی خاصی داشت و موهای پرکانغی بی نظیرش دلم را به تیشی ناموزون وا می داشت دستانش روی سینه چلیپا شد و زبانش را به لب پایینش کشید. سرش را بالا گرفت و بازدمش را پرفشار به بیرون فوت کرد میادم نمیاد…
اوف سرش را پایین آورد و به منی که با کفش پاشنه بلند و کت و شلوار رسمی،ام زست جذابی گرفته بودم، اخم کرد و از میان دست مشت شده اش انگشت شستش را بالا آورد بيرا انگشت سبابه همان دستش را بیرون آورد و ادامه داد: سیس ایکی و بعد انگشت میانی اش را کنار دو انگشت دیگر بلند کرد و گفت: اوج میگی کجا دیدمت. یک دوسه هم که نمیکرد به او میگفتم غمزه ای به چشمانم دادم و حین اینکه سرم تا حدی پایین می رفت یک تای ابرویم بالا پرید دو روز پیش توی راه همینجا با هم برخورد کردم..
چشمانش را ریز کرد و با کف دست به پیشانیاش زد و رو به آکالین گفت میدونستم به جایی دیده بودمش. من هنوز نمیدانستم او کیست و در مطب آکالین چه میکند رو به آکالین ادامه داد: مواقعاً اینو استخدام کردی؟!….
مطالعه بیشتر:دانلود رمان باده لعل از بهاره غفرانی































