فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان19.900

توضیحات

دانلود رمان مادام هل از منا معیری

دانلود رمان مادام هل از منا معیری :هلیا مادربزرگ هلن، تنها خانواده‌ ای که برایش باقی مانده بود را از دست داده و در غم و اندوه نبودن او روزگار را سپری می‌کند، که به او اطلاع می‌دهند از مدت ها پیش و برای بیست و پنج سال آینده صاحب میراث بزرگی شده است! خانه ای بزرگ و در یکی از بهترین مناطق تهران! حالا شاید بتواند تمام رویاها و خواسته هایش را محقق کند، اما هیچ چیز آنطور که تصور می‌کند پیش نمی‌رود …

خلاصه رمان مادام هل:

دوباره صدای شکستن آمد هر کسی که داخل اتاق بود افتاده بود به جان اسباب و اثاثیه و دق و دلی اش را خالی می‌کرد‌ دوباره صدای مرد را شنید: ببین چی دارم بهت میگم میری آرایشگاه لباست رو می‌پوشی و مثل یه تازه عروس خوشحال منتظر می‌مونی تا بیام دنبالت فهمیدی؟ نمی‌خوام حرف بزنی هیچی نگو! کاری که گفتم رو انجام میدی نازلی! دستش را روی گلویش گذاشت و فشرد کم کم زانوهایش داشت می‌ لرزید و می‌دانست اگر از آنجا نرود یه دردسر بزرگی خواهد افتاد. صدای مرد دوباره بلند شد و تقریبا هوار کشید. -باید قبل از امشب به این چیزها فکر می‌کردی من هر کسی نیستم نازلی نمی‌تونی منو بازی بدی هیچ کس نمی‌تونه!

من والا هستم اسمم رو تکرار کن با اون لب و دهن خوشگلت انقدر بگو تا شب بشه و بریم سر سفره‌ی عقد. غلط می‌کرد اگر با این مرد به مذاکره می‌نشست روی پاهای لرزانش به عقب چرخید اما فایده نداشت. کسی درست پشت سرش ایستاده بود وحشت زده جیغ کوتاهی کشید همان مردی بود که در حیاط دیده بود رئوف یا رئوفی یا هر کوفت دیگری که نام داشت. -آقای کریمیان رو دیدید؟ سر تکان داد و بند کیفش را فشرد: نه بمونه برای یه روز دیگه باهام تماس گرفتن باید برم. -اصلا! والا ناراحت میشه اصولا دوست نداره مهمانش بدون پذیرایی از در خونه بیرون بره یک چیزی در لحن مرد بود که او را می‌ترساند.

سعی کرد شجاع باشد اما احمقانه بود. حالا لرزش چانه هم به زانوهایش اضافه شده بود. مرد دست به سینه براندازش کرد و گفت: اسمت چی بود؟ هلیا؟ هلیا ثابت؟ مطمئنی؟ _آره. حالا… حالا هم می‌خوام برم. مرد لبخندی زد و ابرو بالا داد: تشریف داشته باشید. قدمی به عقب برداشت و امیدوار بود به هیچ ادم دیگری برخورد نکند. شاید اینبار خدا صدایش را شنید. نباید آن همه وحشت زده می‌شد. خانه پر از کارگر بود و این مرد یا هر کس دیگری هیچ غلطی نمی‌توانست بکند. کمی به خودش قوت قلب داد لااقل از لرزش چانه‌ اش کم شد. صدایش را پیدا کرد و گفت ….

 

رمان های پیشنهادی:دانلود رمان سبز آبی سفید از منا معیری و الناز پاکپور

رمان های پیشنهادی:دانلود رمان ماهلین از رویا احمدیان

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان مادام هل
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    منا معیری
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    369
  • حجم
    3.1
  • 251 روز پيش
  • admin
  • 628 بازدید
  • تومان19.900
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.