فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان19.700

توضیحات

رمان آفاق از مریم بانو

رمان آفاق از مریم بانو

رمان آفاق از مریم بانو :منصور پسر حاج عماد زنده دل خیر معروف که حالا بعد از فوت پدرش دنباله ی کار او را در دست گرفته با مادر مریض که تمام وقت باید کنارش باشد که دست روزگار آفاق را که بیگناه به زندان افتاده سر راهش قرار می‌دهد تا باعث آزادی او باشد و …

خلاصه رمان : آفاق

بیرون از زندان حال و هوی دیگری داشت. دست هایش را از هم باز کرد، یک نفس عمیق گرفت و به شکل ممتد پس فرستاد. هوا کمی سرد بود و لباس تنش کم. به خودش لرزید، شانه هایش بهم جمع شد و تصمیم گرفت جشن کوچکش را جای دیگری برگزار کند. همه ی دار و ندارش سی چهل هزار تومانی ته کیف بود و یک عدد ساعت مچی عهد بوق. دست داخل کیفش برد، خرده پول هایش را آماده کرد و به خواست پرستو راهی کهزیرک شد. چه خوب که درخواست کمک او را قبول نکرده بود. بیشتر از این نمی توانست شرمنده ی عالم و آدم بماند. تازه قصد داشت بعد از این روی پای خودش بایستد و

جبران مافات کند. به خیلی ها بدهکار بود علی الخصوص خودش. کنار خیابان ایستاد، دستش را برای اولین ماشین بلند کرد و سوار شد. اشک امان گلزار را ربوده بود و از دیدن رنگ سفید و قامت ضعیف دخترش سیر نمیشد. آغوش گشود، دست هایش را از هم باز کرد و به زحمت نالید: _ بیا! بیا اینجا بغلت کنم همه ی امیدم.

گوشه ی لب آفاق کشیده شد و از همان مقابل در تلخند جای خودش را پیدا کرد. تکیه زده بود به چهار چوب و به ثمره ی سی وپنج سال بیخیالی نگاه می کرد. واقعا دنیا چه بر سرشان آورده بود؟ این گلزار همان زن سرحال و شوخ و شنگ گذشته بود؟ والله که نبود. پیر و از هم

در رفته و متواضع نشان می داد. قدم داخل گذاشت. بند پوست پوست شده ی کیفش را محکم بین پنجه هایش گرفت و از کنار آغوش باز مادرش گذشت. _ میدونی تو این دوسال به چی فکر می کردم؟ دستان گلزار روی هوا ماند و ناامید از آغوش کشیدن او افتاد. آفاق پیش رفت، پشت پنجره ی کوچک اتاق ایستاد و آه سنگینش را پس داد. سپس بازوهایش را در آغوش گرفت و لب زد: _ به اینکه اون سالن کوفتی چی داشت که همه ی مارو بهش فروختی. لب های زن تکانی خورد و بی صدا بسته شد. آفاق برگشت، نیشخندی به سکوت او زد و گفت: _ هوم؟ حرفی نداری؟ گلزار خجالت زده نگاه دزدید….

 

مطالعه بیشتر:رمان از هیچ تا بینهایت از منیره کاظمی

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان آفاق
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    مریم بانو
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1639
  • حجم
    4.5
  • 621 روز پيش
  • admin
  • 1,163 بازدید
  • تومان19.700
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.