فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان19.900

توضیحات

 رمان بهار رسوایی از حدیثه ورمز

رمان بهار رسوایی از حدیثه ورمز :عمران بوکسوری کله خراب و خشنی است که برای انتقام از بهزاد و زمین‌زدن او دست روی خواهرش (بهار) میگذارد، پسر متعصب و پر شر و شوری که به هیچ صراطی مستقیم نیست، دختری را وارد ماجرا می کند که نشان کرده ی پسر عمویش است، اما با بی‌حرمتی که عمران به بهار می کند مجبور به ازدواج با او می شود و این اجبار آتش انتقام عمران را بیشتر می کند …

خلاصه رمان بهار رسوایی

راهروی شلوغ و پر تکاپوی بیمارستان دست و پایم را گم کرده بودم. نمی دانستم باید دقیقا چه کنم مضطرب این سو و آن سو را از زیر نظر گذراندم. مردمانی که هر کدام در پی درد خود سرگرم بودند. با دیدن دوست بهزاد که کنار پذیرش بود دست از دور بازوی خان جون بیرون کشیدم و به سویش دویدم. -آقا فرهاد؟ با تعجب روی پاشنه ی پا چرخید و با دیدن من و خان جونی که در چند قدمی ام بود، متعجب گفت: کی شما رو خبر کرد؟ بی توجه به سوالش که خودم نیز جوابش را نمی دانستم سراغ بهزاد راگرفتم.

متاسف سر تکان داد: بردنش اتاق عمل! وایی از سر ناچاری گفتم که برگه ای را از پذیرش گرفت و با گفتن: بیاید از این طرفه، به راه افتاد. به دیوار سفید رنگ بیمارستان تکیه داده بودم و زیر لب آیه الکرسی می خواندم. اگر بلایی سرش می آمد هیچ گاه خودم را نمی بخشیدم. نباید از آن لحن جدی اش ساده گذر می کردم. با باز شدن درب متحرک اتاق عمل قوایی به پاهای ناتوانم بخشیدم و به سمت برانکارد دویدم. فرهاد به سمت دکتر مسنی که عینکش را در دست گرفته بود رفت.

هم زمان با خانجون در دو طرف برانکار قرار گرفتیم. بدن لاجونش در میان لباس آبی عمل زار میزد با نجوایی که کم کم سعی در اوج گرفتنش داشت. نالیدم: داداش؟ داداشی پاشو. با زمین خوردن خان جون بی دقت دستی روی چشمان خیس از اشکم کشیدم. با عجله به سمتش دویدم. هر چه تکانش دادم واکنشی نشان نداد. با ترس نامش را بلند و بلندتر فریاد زدم، حس این که دیگر چشمانش را باز نکند، مانند مجنون دیوانه ام می کرد. با کمک فرهاد و چند پرستار خان جون را با برانکارد به اورژانس بردند و مرا که ….

 

مطالعه رمان بیشتر:رمان انتهاج از بنفشه و رعنا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان بهار رسوایی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    حدیثه ورمز
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1582
  • حجم
    5.0
  • 650 روز پيش
  • admin
  • 6,429 بازدید
  • تومان19.900
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.