توضیحات
رمان تاوان خیانت جلد دوم از ناشناس

رمان تاوان خیانت جلد دوم از ناشناس :دکمه های پیرهنش رو باز کرد و گفت خب میرسیم به شرطم.با ترس بهش نگاه کردم که مانتوم رو از تنم در آرود دستش رو به تاپم گرفت که سریع دستم رو گذاشتم روی دستش عصبی دستم رو پرت کرد کنار و تایمم در آورد. داری چیکار میکنی نیما؟ این یکی از قوانین ،اینجاست تو اتاق هر کس باشی اون لباسات رو عوض میکنه خودت حق نداری لباسات رو عوض اخمام رو کشیدم تو هم و گفتم چه قانون مسخره ای….
دستش رو با خشونت به مانتوم گرفت و اونم از تنم بیرون کشید حالا با یه دست لباس جلوش بودم از کنارم بلند شد و به طرف کمدش رفت و بعد یکم گشتن با یه لباس دیگ اومد سمتم…اینا دیگه چیه من نمی پوشمش. بی توجه به حرفم اون لباسا رو با زوری تنم کرد و نگاهی بهم انداخت که یه دفعه دستش رو توی موهام برد و کشش رو باز کرد. حالا بهتر شد. نخیرم بدتر شد.
از روی تخت بلند شد و شلوارش رو در آورد که سریع روم رو ازش گرفتم بعد چند دقیقه پیرهن آستین کوتاهی با یه گرمکن پوشید و گفت: هنوز شرطمو نگفتما اونجوری نشستیبا سنگینی نگاهش صورتم رو برگردوندم که گفت: شرطم اینه که بری تو آشپرخونه و به ناهار خوشمزه بیزی چی؟ من بلد نیستم غذا درست کنم. یا سرتفی گفت: من گشتمه زودباش بلند شو تا یه ساعت دیگه غذا آماده نباشه من میدونم و تو با اخم از جام بلند شدم و زیر لب گفتم کوفت ،بخوری از اتاقش بیرون رفتم و درو محکم بستم. پله ها رو پایین رفتم و با حرص به سالن بزرگی که توش بودم نگاه می کردم. چی می خوای؟.
مطالعه بیشتر:دانلود رمان تاوان خیانت جلد سوم از ناشناس و جلد اول و جلد چهارم


































