فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان39.000

توضیحات

رمان زیر درخت سیب از مهشید حسنی

رمان زیر درخت سیب از مهشید حسنی

رمان زیر درخت سیب از مهشید حسنی :یاقوت از زمانی که خودش را شناخته مهر کاوان را به دل دارد، حالا دایی کاوان می‌خواهد او را بخاطر بیماری که دارد برای درمان به خارج از کشور ببرد ولی کاوان به دلیل ترس از دست دادن یاقوت مخالفت می‌کند و …

خلاصه رمان زیر درخت سیب

حالا تو خانه‌ام توی خانه‌ای که هنوز عطر کاوان را در آغوش گرفته و می‌شود رد پای حضورش را در هر گوشه اش حس کرد، چشید و فهمید. نگاهم به ویولن است به آرشه که کنارش دقیقا جوری که آخرین بار کاوان آن را به دیوار تکیه داد مانده و تکان نخورده بود. من هم تکانش ندادم بگذار قدری چشم انتظار بماند بگذار قدری همینطور آنجا بایستد! من هنوز نیاز داشتم باور کنم کاوان هست. همینجا، گوشه‌ تخت نشسته و کتاب‌هایم را نگاه می‌‌کند توی شعرها یا گوشه ای ترین قسمت کتاب‌ها را می‌گردد شاید که حرفی، جمله ای واژه ای از عشق من به خودش را پیدا کند

و با لبخند با عشق با شوق نشانم بدهد. مادر برای ناهار صدایم می‌زند تازه می‌فهمم چهقدر گرسنه‌ام. شاید اصلا همین سر درد، همین سر دردی که ذره ذره جمجمه ام را به نیش می‌کشد و قصد پیشروی دارد، علتش همین باشد. گرسنگی همراه مروارید که برای تعطیلات بعد امتحانات دانشگاهش به تهران آمده، سفره می‌چینیم اولین لقمه‌‌ی کتلت را که به دهان می‌گیرم به یقین می‌رسم که گرسنگی تا ساعاتی دیگر می‌ توانست حتی مرا به بیمارستان بکشاند پدر نگاهم می‌کند

نگاهش برایم آشنا و خواناست اما اکنون فرصت اندیشیدن به بغضی که با همین نگاه در جانم نشانده را ندارم باید بعد از ناهار بروم بنشینم پای درس پای امتحاناتی که به خاطر من و ویرانیام قرار نیست به تعویق بیافتند آسان تر شوند یا رحم کنند. کاسه کوچک ماست رابه زمرد می‌دهم.

-مراقب باش نریزه عزیزم. دهان کوچکش درگیر لقمه است برایم سر تکان می‌دهد و پلک بر هم می گذارد. تمام کارهایش شیرین و خواستنی‌اند تلخی نگاه پدر را شیرینی رفتار و لبخندهای او از ذهنم دور می‌کنند پاک می‌کنند و از یادم می‌برند. -عمو فريدونت خبر داده با بچه ها فردا شب میاد خواستگاریت یاقوت.

از الان بهت گفتم که بهونه بیخودی در نیاری فردا شب هر جا رفتی برمی‌گردی خونه فهمیدی؟ پدر! امان از زهر کلامت که نفس سنگینم را انگار توی سینه قفل می‌زند و کلیدش را می‌اندازد توی اقیانوس. کارم از خواستن این که دردم را بفهمی، این که با دست‌های عزیزت بر شانه ام سنگینی غم را به اندازه یک آغوش کم کنی ….

 

مطالعه بیشتر:رمان بی هیچ دردان از سامان شکیبا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان زیر درخت سیب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهشید حسنی
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    658
  • حجم
    2.8
  • 644 روز پيش
  • admin
  • 827 بازدید
  • تومان39.000
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.