فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان13.900

توضیحات

رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه

رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه

رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه :کمند حشم، در خاندان حشمت‌ها بخاطر ننگی ناخواسته‌ که خودش دخالتی در آن نداشته جایگاهی ندارد! او از دانشگاه انصراف می‌دهد ولی در زمینه شغلی با تلاش بسیار به یک ثبات می‌رسد کمند

در خانواده تنها با دخترعمویش رومینا ارتباط نزدیکی دارد، طوری که حاضر است برای رومینا از خودش هم بگذرد! نامزدی رومینا با پسر (میران ها) بخاطر اتفاقی بهم می‌خورد و دو خانواده به دشمنان هم تبدیل می‌شوند و در این بین کمند برای کمک به عزیزترین زندگی‌ش از یک طرف با یاور حشمت و از طرفی با امیرسردار میران وارد معامله می‌شود و …

خلاصه رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام

یاور تماسش را قطع نمی‌نمود و بدون این که به اخم های سیمین، توجه نماید، هر لحظه تن صدایش را بالاتر می‌برد. کارشکنی میران ها در ترابری محصولات، لحظه به لحظه برایش گران تر تمام می‌شد. من از کارها سر در نمی‌آوردم. اصلا علاقه ای هم نداشتم اما رومینا همیشه و از همان روزهایی که دست چپ و راستش را شناخت، به علت این که تنها وارث بی چون و چرای یاور حشمت بود، به کسب و کار خانوادگی پیوست. موفق هم بود. با این که دو سال از من کوچک تر بود، همیشه به او افتخار می‌کردند و این نبودنش، یک ضربه مهلک به بدنه اقتصاد خانواده وارد می‌ساخت.

مخصوصا که همین نبودن او باعث لجبازی میران‌ها با خاندان حشمت شده بود. آندره ای که از فحش آخر یاور، در صندلی اش کمی جا به جا شد را با پوزخند نگریستم و به این واسطه این حجم از مبادی آداب بودنش را به سخره گرفتم. یاور که تلفن را روی سطح میز پرت نمود و گوشی اش به بدنه یکی از فنجان های عزیز لب طلای سیمین اصابت نمود، پوزخندم گشاده تر شد شود و دراست انتظار یک دعوای مفصل ماندم. دادن یه همسر زیبا و به اما باور امروز آدم مهلت شدت غر غرویش نبود. نگاهش در اتاق غذاخوری چرخ خورد و روی من نشست. به پشتی بلند و چوبی صندلی‌ ام تکیه زدم و

منتظر سخنان کسالت بارش شدم. یاور: تو مگه دیشب با میران قرار نداشتی؟ نگاهم را از یاور به سمت یاسمنی که دست زیر چانه زده و مرا با نیشخند می‌نگریست کشاندم و گفتم: داشتم. یاور: درباره بارا چیزی نگفت. رنگ نیشخند یاسمن داشت، شدت بیشتری به خود می‌گرفت. -اصلا براش در حدی نیستین که بخواد دربارتون صحبت کنه، درباره من صحبت می‌کرد. و حال نوبت پوزخند من بود. پوزخندی که آتش به جان چشم های آرایش شده یاسمن انداخت. این زن نفرت انگیز ترین موجود دنیا بود و من دقیقا نمی‌دانستم چرا آندره رهایش نمی‌کرد و از این خانه لعنتی نمی‌رفت ….

 

مطالعه بیشتر:رمان اصیل زاده مغرور از هادس

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    هانیه وطن خواه
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1069
  • حجم
    3.1
  • 618 روز پيش
  • admin
  • 7,232 بازدید
  • تومان13.900
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.