توضیحات
رمان ماهرو از الهام جنت

رمان ماهرو از الهام جنت : موج روی موج ،سرکشی خلیج را به تن ساحل می کشاند وتن کرخت شده ام را میان خروش مرگبارش به هم می کوبید….
و صدای ناله ی نی انبان ،شب را بی رحمانه به درازا می کشاند و من… ومن همانجا رها شده درمیان یک خلسه ی سیاه، هزار بار مُردم…
هزار بار به پایان رسیدم وزیر سایه سهمگین مرگ به انتها رسیدم..
مسیر رفتنت هنوز هم نمناک است،
و باران بی وقفه نبودنت را می بارد،
بازگرد ای محالترین خیال خسته ی من…
خلاصه رمان :
دکتر کیان اعتماد، استاد جوان و سرشناس ادبیاتیست که قصه عشقش با دختری جنوبی زبانزد همه بوده در محفل شعری، او پونه غیور، دانشجوی با استعداد دانشگاه را ملاقات میکند که شباهت غیر قابل تصوری با عشقش ماهرو دارد ...
مطالعه بیشتر:رمان آدمکش از هاله بخت یار

























