توضیحات
رمان پیچ شمرون از نازنین محمد حسینی

رمان پیچ شمرون از نازنین محمد حسینی :آرش تک پسر حاج فتوره چی بزرگ بازار! کسی که به دختر بازی توی جمع هامون معروف بود.
کسی که هیچ دختری از زیر دستش سالم درنمیومد. یه پسر عیاش به تمام معنا ولی انقدر جذاب
که عاشقش شدم. عاشقش شدم، جونمم براش می دادم. همه ی زندگیم بود…
ولی اون! ازدواج با من براش یه معامله ی بزرگ بود معامله ای که وقتی بچه اش
تو شکمم بود فهمیدم این ازدواج یه معامله بوده...
قسمت اول رمان پیچ شمرون
– لیلی من تو رو میکشم. عین بچه های دو ساله میمونی انگار من هرچی می گم تو می خوای بدتر کنی. هر روز اینجا
منو معطل می کنی. بابا خسته شدم انمدر اینجا منتظرت موندم. نیای خودم میرما!
تلفن را روی لیلی لطع کرد. حاال آنمدر هم طول نمی کشید تا لیلی بیاید. شاید پنج دلیمه بیشتر طول نمی کشید دخترک
لباس هایش را به تن کند و پایین برود ولی از آنجایی که هر روز کارشان همین بود حسابی اعصابش را خورد می
کرد. انتظار داشت همان لحظه که جلوی درشان می رسید لیلی هم پایین باشد ولی امکان نداشت چنین اتفالی بیافتد. هر
روز برنامه شان همین بود. زنگ میزد و لیلی را تهدید می کرد ولی روز بعد باز همان آش بود و همان کاسه.
سرش در گوشی اش بود و صفحه اینستاگرامش را چک می کرد. دیگر عادتش شده بود به این روزمرگی های
تکراری تن دادن… هر لحظه که حوصله اش سر می رفت آیکون هفت رنگ اینستاگرام اولین انتخابش بود. به
استوریهای دوست هایش نگاه می کرد و برای هر کدام از آن ها….
مطالعه بیشتر:رمان کابوی و دلبر از هلن هارت



























