توضیحات
رمان گوش ماهی از مدیا خجسته

رمان گوش ماهی از مدیا خجسته :رمان عاشقانه و معمایی، پر طرفدار امروز داستان یک عکاس کنجکاو و ماجراجو به نام دنیز می باشد که سعی در هویت یک ماهیگیر دارد ، شخصی که کشف هویتش برای هر کسی سخت است،ماهیگیری که مرموز و به گفته ی دیگران خطرناک ، البته بسیاز جذاب، میان این کشمکش های پرهیجان میفهمد که ماهیگیر خطرناک کسی نیست جز …
خلاصه رمان گوش ماهی:
روی تخت دراز میکشم و چشمام و با لذت میبندم … بعد از گذشت چهار سال ، همه چی دقیقا مثل همون روزیه که رفتم … چراغا خاموشه و دیگه نمیتونم با دقت زل بزنم به وسیله ها اما تو همین تاریکی روشنی هم میتونم تشخیص بدم که جای هیچی عوض نشده … با اینکه میدونم مامان اجازه نداده تو این مدت احدی پاشو تو این اتاق بذاره اما بازم انقدر تمیز و مرتبه که انگار نه انگار که چهار سال خالی بوده
پوزخند کج و معوجی که کنج لبم خونه میکنه دست خودم نیست … سرمو تکونی میدم و نفس سنگینمو بیرون فوت میکنم … دستامو زیر سرم میذارم و به سقف خیره میشم … روزای سخت و پر خاطره تموم شد … شاید بهتره بگم روزای نکبت بار لعنتی … ولی نه … بی انصافیه … حداقل بخاطر پیدا کردن دوستی که داشتنش به همه ی روزای این تبعید می ارزید … یهو یادش میفتم که از وقتی راهمون از اتوبان جدا شد ازش خبر ندارم … یعنی جا به جا شده؟
تلفنم و برمیدارم و شماره ش و میگیرم. با بوق سوم جواب میده: انگار خیلی خوش میگذره ها! … لبخند روی لبمو میخورم. فقط کافیه یکم بهش رو بدم تا سرتق بازیش و شروع کنه … نه به اندازه ی تو.. جا به جا شدی؟ … آره ولی ما که عمارت نداریم … مادرمونم دور سرمون مثل پروانه نمیچرخه … یه لقمه آب و نون گذاشتن جلوم گفتن گمشو بخواب … تازه در نبودم اتاقمم دادن به خواهرم … لبخند بدجنسی میزنم ….
مطالعه بیشتر:رمان دلداده هوس از zahra_rz

























