رمان به سیاهی سرمۀ چشمانت از سعیده براز
رمان به سیاهی سرمۀ چشمانت از سعیده براز :سرمه بعد از یک تصادف فراموشی میگیرد و به عنوان خدمتکار در خانهی خودش مشغول به کار میشود، بدون اینکه بداند خانوم آن خانه است، چون قبل تصادف از خانه فرار کرده بود، حالا شوهرش واقعیت را به او نمیگوید، و مثل یک خدمتکار با سرمه برخورد میکند …
خلاصه رمان به سیاهی سرمه چشمانت
کلافه رویم را از زن برمیگردانم و به پنجره خیره میشوم و اشک میریزم از اینکه هیچ چیز یادم نیست احساس وحشت میکنم از اینکه حتی یکی از اعضای خانواده ام تا ...
رمان عشوه گر از طناز ب
رمان عشوه گر از طناز ب :داستان شرح زندگیِ دختری مهربون و آرومه که توسط پسرعموش تو مهمونی خانوادگی بهش دست درازی شده و حالا که بعداز مدت ها قراره پسرعموش برگرده…
خلاصه رمان عشوه گر
بعد ازکلی تحمل درد بند زدن که با شوخی ها و بگو بخندهامون کمتر هم شده بود میگه: -خب خوشگله چشماتو وا کن!چشمامو باز میکنم و تو آینه به خودم نگاه میکنم. ابروهای پرپشتمو دخترونه کوتاه کرده کرده بود و کل صورتم فعلا قرمز بود چون پوستم سفید بود خیلی حساس بود ولی بعداز چند دقیقه خوب میشه کم کم… لبخندی ...
رمان وصله ی جان از فاطمه
رمان وصله ی جان از فاطمه :تقابل دو مرد برای دو زن…بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش مجبور میشه تو دِه بمونه و
با بدست آوردن شواهد پی می بره که زن عموش قاتله.
جاهد چشم روی همه چیز می بنده و دستور به قصاص می ده اما درست لحظه ی اعدام افسون با جاهد معامله می کنه.
در قبال بخشش خواهرش خونبس جاهد خان میشه… مردی که تو بی رحمی همتا نداره…
یه مرد قدرتمند و بی رحم در مقابل دختری که گناهکاره…
آیاز معلم جذاب و خوش استایلی که در روستا مشغول به کاره اما کار اصلی ...
رمان معجزه دستانت از نازنین اسد پور
رمان معجزه دستانت از نازنین اسد پور :معجزه، فارغ التحصیل رشته پزشکی است، روزی که دختری مجروح بر اثر ضربات وارده به بدنش ایست قلبی کرده است را به اورژانس بیمارستان میاوردند، و درگیری او به عنوان دکتر معلاج دختر، با همراهان بیمار، شروع ماجراها و فصل جدید زندگی معجزه است …
خلاصه رمان معجزه دستانت
در اتاق که بسته شد با خشم از جا جهید و هر چیزی که بر روی میز بود را به دیوار کوبید. خراب کرده بود، بدجوری خراب کرده بود به حساب خودش قرار بود درستش کند ولی بدتر گند زده ...
رمان از نو متولد شده از جیمین ایو
رمان از نو متولد شده از جیمین ایو :رویای دوران بچگیم بالاخره داشت به حقیقت میپیوست
اما میدونین چی جالبه
اینکه خیلی سریع همون رویا، تبدیل شد به کابوس
اونها بهم دروغ گفتن که فقط چند هفته و چند ماه از خاطراتم رو از دست دادم
میدونم که یه چیزی این وسط درست نیست
یه نفر یه گند بزرگ به زندگیم زده… به خاطراتم
و اهمیتی نداره که چندبار به خودم بگم این موضوع رو کنار بذارم و به زندگیم به عنوان همسر تورین ادامه بدم
فایدهای نداره!
من نمیتونم اینطوری زندگی کنم! نمی…تو…نم
کسی که این بلا رو سرم آورده
باید بدونه ...
رمان میکائیل از پرستو اسحقی
رمان میکائیل از پرستو اسحقی :با قدم هایی لرزان و خسته؛ تلوتلو خوران از پله ها بالا رفت و دستگیره را پایین کشید و داخل شد.
او زنی که روی تخت با لباس خوابی که بود و نبودش هیچ فرقی نداشت را میپرستید. با تیرکشیدن شقیقهاش،
انگشتانش را به پیشانیاش فشرد و قدم به قدم نزدیک تخت شد. لباس کاریاش را از تنش درآورد و چهار دست و پا
روی تخت خزید. موهای کوتاه همسرش را نوازش کرد و انگشتان زخمیاش را روی استخوان گونهاش کشید و
گوشهی لبش بالا رفت.
قسمتی از رمان
سلام عزیزم نگرانت شدم کجا موندی پس!؟
وسیله هایش ...
رمان خزان از فاطمه خانقلی
رمان خزان از فاطمه خانقلی :خزان بخاطر زن و مادر بودنش محکوم است به سوختن و ساختن، نادیده گرفتن خودش و سکوت در برابر ظلم های همسرش! فریبرز از مردانگی، فقط نشان دادن قدرت خود به خزان و اذیت و آزار او را یاد دارد، و خزانی که بهمراه پسر چهار ساله اش طاها هر صبح در خانه محبوس میشود تا دوباره فریبرز به خانه برگردد …
خلاصه رمان خزان
کلید یدک را از داخل کمد لباس هایم بیرون کشیدم. بعد از نگاهی اجماع به اطراف قفل در را از هم باز کردم چند قدم مانده به هوای ...
رمان عموزاده از مهدخت مرادی
رمان عموزاده از مهدخت مرادی :آهو صرافیان …
دختری لجباز و یک دنده که در کنار دو خصوصیت قبلی، خودساخته و دارای قلبی مهربان است. رابطه ی عمیق تنگاتنگ او با کوچک ترین عمویش باعث
ایجاد حس صمیمیت و وابستگی عمیقی میان آن دو میشود! این میان ماهان عموزاده ی آهو که سالهاست به هر دری زده تا دست در دست
عموزاده اش راهی خانه بخت شود این بار مصمم تر از قبل قلب و احساس اش را پیش کش میکند آن هم دقیقا زمانی که میکائیل
عموی ته تغاری ناخواسته و بدور از چشم همه دل در گرو برادرزاده ...
رمان دژبان از گیسو خزان
رمان دژبان از گیسو خزان :سوپرایز عاشقانه جدیدی که با بهترین کیفیت داستان مردی سی و شش ساله به نام آریا سعادتی است که مدیر مسئول یکی از سازمان های دولتی است، بعد از دو سال آرایه، عشق سابقش را که حالا با کس دیگه ای ازدواج کرده می بیند، ولی وقتی می فهمد که شوهر آرایه کار غیر قانونی انجام میدهد و حالا برای گرفتن مجوز محتاج آریا شده تصمیم می گیرد از قدرتش سو استفاده کند و از آرایه می خواهد که در ازای امضای مجوز پرستار بچه اش بشود تا اینکه …
خلاصه رمان ...
رمان مغلوب شیطان از فاطمه علوی
رمان مغلوب شیطان از فاطمه علوی :اون یه ویرانگر بی رحم پر از خشونت و وسوسه ست! اون هر کی رو بخواد تو دام خودش میندازه و از صفحه روزگار محو میکنه. کارن مارشال یه شیطان واقعی! و تو رستا! چاره ای در مقابل اون نداری جز تسلیم شدن! تو دخترک گستاخ و بی پروای شرقی باید خودت رو به اون ببازی با اینکه سرسختی اما نمیتونی در مقابل اون دووم بیاری! پس دست و پا نزن و تسلیمش شو …
خلاصه رمان مغلوب شیطان
یک هفته گذشته بود و تلاش های من در طول این یک ...
رمان نجوای نمناک علفها از شکوفه شهبال
رمان نجوای نمناک علفها از شکوفه شهبال :بعد از معرفی رمان کاکتوس های آبنباتی از شکوفه شهبال، اینبار نوبت به دیگر رمان زیبا و خواندنی این نویسنده، با نام نجوای نمناک علف ها رسیده است، این رمان عاشقانه داستانی بسیار جذاب و قوی دارد، در ادامه بخش کوتاهی از آن را با هم می خوانیم …
خلاصه رمان نجوای نمناک علف ها
صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود:
((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی..
برای این دل پر غم/ آواز شادی می خوانی
عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد..
بی اونکه حرفی بگویم/راز ...
رمان محکمه از راضیه درویش زاده
رمان محکمه از راضیه درویش زاده :نفس دختری که بخاطر شرایط زندگیش، با زیبایی خیره کننده ش مردهای پولدار و گاهی زن دار رو به خودش جذب میکنه
با اونا صیغه می کنه و بعد با تهدید ازشون پول میکشه، تا اینکه با مردی خشن و جذابی به اسم آریا صدر آشنا میشه.
با هم عقد می کنند بی خبر از اینکه آریا از گذشته ی سیاهش خبر داره و قصدش…
چشم هایش به تاریکی و بو ی نم اتاق کوچکی عادت کرده بود که در صدای در آهنی اتاق رعشه به تنش انداخت. دست به زمین زد ...
رمان مسکوت از سروناز زمانی
رمان مسکوت از سروناز زمانی :آیدا بازیگر معروف و بااستعدادیست که سالها پیش قلبش را به زانیار احمدی سرگردِ پرونده ی خواهرش داده بود، ولی با حل شدن پرونده جنایی دیگر از او خبری نداشت و قصه ی عشقش با آن مرد بی احساس و جدی نیمه تمام مانده بود! حالا آیدا برای بازی در سریال اکشنی دعوت شده که مسئول نظارت بر این صحنه ها کسی نیست جز زانیار …
خلاصه رمان مسکوت
زانیار اخمش بیشتر در هم گره خورد ،کشمش هم دم داشت ایدا را چرا بدون پسوند و پیشوند خطاب می کردند ؟ اصلا چرا ...
رمان اتانازی از هانی زند
رمان اتانازی از هانی زند :به سمت کیفم خیز برمی دارم.
حتی یک ثانیه بیشتر ماندن در اینجا را نمی خواهم.
هامون اشراق بی تعادل سر جا می نشیند.
تو نمی دونی با کی در افتادی بچه اگه می دونستی جونتو کف دستت نمی گرفتی.
می گوید و سعی می کند از روی تخت بلند شود.
جیع خفه ای می کشم و دوربین را ته کیف می چپانم و مانتو را تن می کشم و هم زمان تند و تند لب می زنم.
جلو نیا! جلو نیا بهت میگم!
شبیه آدمی که الکل در رگ هایش جریان داشته باشد تلوتلو خوران جلو می ...
رمان دلداده جلد دوم کابوس رویاهام
رمان دلداده جلد دوم کابوس رویاهام :ساوینا دختری شاد و شیطونِ که دو سالی هست به همراه خانواده اش به ایران برگشته و میخواد کنکور بده و همین هم باعث شرکت ساوینا تو کلاس های کنکوری میشه. اما با شروع کلاس هاش دبیر ریاضیش نظرش رو جلب میکنه این میشه شروع کلکل ساوینا با استاد جذاب ریاضیش اما نزدیکی ساوینا به مهرداد کیانی باعث برملا شدن رازهایی از گذشته میشه، گذشته ای که پدر و مادر ساوینا سعی در فراموش کردن اون داشتن(جلد دوم رمان کابوس رویاهام)
خلاصه رمان دلداده
خسته و بی حال، زنگ در را ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.