رمان بوسه بر گیسوی یار از شیرین نور نژاد
رمان بوسه بر گیسوی یار از شیرین نور نژاد :دو همسایه با دو دنیا و عقیده ی متفاوت! یک دختر امروزی و باکلاس که زندگیش نظم خاصی دارد و یک پسر لات و ناخلف که کفتربازی یکی از تفریحات اوست! امااا هردو به یک چیزی معتقد هستند، اینکه میتوانند آن یکی را به زانو دربیاروند!! و از خونه ای که حق خودشان میدانند فراری بدهند، سر کینه و لجبازی باهم ازدواج میکنند! هیچکدوم قصد کوتاه آمدن ندارند و هر راهی را امتحان میکنند تا طرف مقابل کم بیاورد اما …
خلاصه رمان بوسه ...
رمان مخمصه باران از کوثر شاهینی فر
رمان مخمصه باران از کوثر شاهینی فر :ارزان فروختم دخترانگی ام را، هم خوابه مردی شدم که حتی او را نمیشناختم، در این منجلاب هوس و گناه دست و پا زدم، قصد کشتن خود را داشتم که فهمیدم باردارم، فلاکت به اوج خودش رسید که من دخترکی مادر شده با شناسنامه سفید و بکر، بزرگترین حقیقت دروغ زندگی ام را فهمیدم، اطرافیانم که آن ها را خانواده میپنداشتم، گرگانی در لباس سفید بره بودند که مرا در این لجن همراهی کرده، تاوان خواهند داد تا آن قطره قطره خونی که از چشمانم بارید… فرزندی ...
رمان روناهی از فاطیما
رمان روناهی از فاطیما :روناهی دختری زیبا و معصوم که اسیر رسومات شوم یک روستا شده و به اجبار پدرش با دیاکو دایی مردی که عاشقش است ازدواج میکند؛ دیاکو خان زادهای خشن و بی رحم که در شب زفاف به اجبار، روناهی را باردار میکند.
قسمتی از رمان روناهی :
شب از نیمه گذشته بود و هنوز از آقا خبری نبود، از سخنان این چند وقته اش شنیده بودم قصد انتقام گرفتن از کسی رو داره.
سر شب هم با چند نگهبان به قول شادان گرگ از عمارت رفته و هنوز برنگشته بود.
بی بی بازویم رو گرفت و گفت: ...
رمان از لیلیث به آقای ابلیس از مهرسا
رمان از لیلیث به آقای ابلیس از مهرسا :موضوع اصلی رمان از لیلیث به آقای ابلیس قصهی مردی است که از گذشتهی خودش فرار کرده اما بعد از گذشتِ چند سال، ناچار به قبول سرپرستیِ بچههایی میشه که گذشته رو بار دیگه به یادش میآرن…
رمان از لیلیث به آقای ابلیس به قلم مهسا حسینی در سال ۱۴۰۲ از اپلیکیشن باغ استور منتشر شده است.
مقدمه رمان از لیلیث به آقای ابلیس :
در کتابِ تلمود که از آن به عنوانِ توراتِ شفاهی یاد میکنند، آمده است که اولین همسرِ آدم زنی به نامِ لیلیث بود. خداوند ...
رمان غمزه از sarna azadrahi
رمان غمزه از sarna azadrahi :امیرکاوه کاویان ۳۳ساله. مدیرعامل یه کارخونه ی قطعات ماشین فوق العاده بی اعصاب و کله خر! پدرش یکی از بزرگ ترین کارخانه دار های تهران! توی کارخونه با یک کارگر جرو بحث میکنه واتفاقی باعث مرگ اون فرد میشه! طرف دیگه ی قصه دختریه که ۲۵سال بیشتر نداره و میشه ولی دَم! حالا امیرکاوه باید رضایت رخنه نامدار رو بدست بیاره وگرنه طی شش ماه بالای چوبه ی دار میره!…
خلاصه رمان غمزه
داخل ماشین مدل بالای امیرکاوه نشسته بودیم. رو به روی یه ساختمون چهارطبقه با نمای سفید. همینکه داخل اپارتمانش نبودم ...
رمان دلبر ممنوعه از نیلا
رمان دلبر ممنوعه از نیلا :رمان درباره ی دختری به اسم آوین هست که وقتی یازده سالش بود خانواده ی به شدت ثرومتمندی اون رو به فرزندخونده گی قبول می کنن اونایه پسردارن پسرشونم بعدازگرفتن حضانت آوین ایران و ترک می کنه و میره پاریس حالابعداز12سال برمیگرده و عاشق خواهر دلبر و سکـسیش میشه و....
مطالعه بیشتر: رمان ماه شب تارم از مهسا اربابی
رمان ماه شب تارم از مهسا اربابی
رمان ماه شب تارم از مهسا اربابی :ترانه با فرار از دست نامزد سابقش که مردی وحشیه، پرستار بچه ای می شه که پدرش دلشو می بره، اما با تجاوز ناگهانی نامزد سابقش همه چیز بهم می ریزه و هوتنالوند مرد غیرتی داستان برای کمک به ترانه عقدش می کنه اما ترانه به شدت از رابطه فراری شده و…
خلاصه رمان ماه شب تارم
یک ربعی از زمان انتظارش می گذشت که با بیمار بعدی وارد اتاق خانم اسدی شد. زن میانسالی که با دیدن ترانه گل از گلش شکفت و دست دراز شده ی ترانه ...
رمان جمعه سی ام اسفند از بهار حسنی
رمان جمعه سی ام اسفند از بهار حسنی : خواهر فرین با وجود زندگی خوبی که داشته قبل از عروسی اش با مرگ مشکوکی میمیرد، فرین، با نامزد خواهرش (بهروز) دنبال علت اصلی مرگ میگردند و اینکه رابطهی خواهرش با شرکت بازرگانی که در آن کار میکرده چه بوده است …
خلاصه رمان جمعه سی ام اسفند
از ماشین پیاده شدم و دست پگاه را هم گرفتم و پیاده کردم حالتش جوری بود مثل اینکه امکان داشت هر لحظه دستش را از دست من بیرون بکشد و به ماشین برگردد. پگاه شخصيتا و ذاتا آرام بود ...
رمان شیطانی که دوستم داشت از رویا قاسمی
رمان شیطانی که دوستم داشت از رویا قاسمی:روایت زندگی تارا دختری است که پیش مادر و مارال خواهرش زندگی میکند، خواهر او با نامزدش که پسر یک مرد سرشناس و پولدار است فرار میکند، برادر این پسر که بدنبال برادرش میگردد، تارا و مادرش را تهدید میکند و وقتی با بی تفاوتی آتها رو به رو میشود و تارا را گروگان میگیرد ….
خلاصه رمان شیطانی که دوستم داشت
بدبختی بزرگ ما از اونجایی شروع شد که دو نفر آدم عاقل و بالغ تصمیم گرفتند که دست همدیگه رو بگیرند و بی خبر برن یه ...
رمان اسمارتیزاز نازنین محمد حسینی
رمان اسمارتیزاز نازنین محمد حسینی :آریا فروهر برای بچه هاش پرستار میگیره، اونم کی دنیز خانم مرادی که تو شیطنت و خراب کاری رو دستش بلند نشده، حالا چی میشه این آقا آریا به جای مواظبت از ۳ تا بچه ها باید از ۴ تا مراقبت کنه، اونم بلاهایی که دنیز بچه ها سر باباشون میارن که نگفتن، این وسطا آقا آریا نمیدونه کی دلشون برای ملکه عذابش رفته …
خلاصه رمان اسمارتیز
بدبختی یعنی چی؟ از نظر من بدبختی یعنی بیست و دو سالت باشه و کلی بدهکار باشی اونم بدهی های خودت نه، بدهی های باعرضه ...
رمان بازی از نگار قاف
رمان بازی از نگار قاف :ایلای با خانوادهی خود، در برجی بالای شهر در خانهی سرایداری زندگی میکنند، مادرش برای کمک به خانمهای واحدها میرود و پدرش سرایدار است، در این حین رابطهی ایلای و کیاشا ایزدی پسر یکی از مالکان آن مجتمع، شرایط زندگی ایلای را دستخوش تغییراتی میکند که …
خلاصه رمان بازی
روزها عجیب شده بودن.. ناخوداگاه از مامان خجالت میکشیدم، چشم تو چشم آيدين نميشدم و خودمو سواي همهي دختراي مدرسه حس میکردم. تنم همون تن بود و روحیاتم همون روحيات… اما فرق کرده بودم. روزی مرجان به گوشهاي کشيدتم و گفت: از این ...
رمان ساقی شب از نیلا محمدی
رمان ساقی شب از نیلا محمدی :الارا دختر تنها و بی کسی که توی چهارراه گل میفروشه زنی اون رو می بینه و سوار ماشیتش میکنه ازش میخواد بیاد عمارتش
چون برای بازگشت پسرش از آمریکا جشنی گرفته الارا رو برای کمک به خدمتکار هاش می بره بجای کمک به خدمتکارهاش میشه
دستیار شخصی پسرش در اون مهمونی وقتی که پسرش مسته و حرکاتش دست خودش نیست میخواد به الارا دست درازی کنه
که مادرش سر میرسه و نمیزاره این اتفاق بیوفته..
از بین تعداد انبوهی از ماشینه ای مدل بالا می گذشتم و فال میفروختم.
ماشین و موتورهای زیادی ...
رمان آسیاب از سوزان
رمان آسیاب از سوزان :پسری عیاش و خوشگذرون که با دوستش آمریکا زندگی میکنه و با وجود پولهایی که ماهیانه پدرش براش واریز میکنه بدون هیچ زحمتی به تفریحا ت مختلفش میرسه تا اینکه مجبور میشه به ایران برگرده… و دختری که از بچگی کار کرده تا خواهرش در آرامش زندگی کنه. آشنایی این ها شروع یک قصه اس… ی قصهی پر پیچ و خمی که قراره یک داستان جدید لابلای زندگی دو شخصیت، با دو سطح اجتماعی متفاوت باشه؛ پسری از تبار ثروت و عیاشی و دختری از تبار فقر و سختکوشی… قراره گاهی بخندیم، گاهی ...
رمان سوگلی شیخ از شاین : نگار حاضر شدی؟ من نمیتونم تمام روز رو منتظرت بمونم نمی فهمم شما دخترها چطوریه که یه لباس پوشیدن و آرایش کردن رو این همه لفتش میدین صدای غرغرهای فواد از توی راهروی پایین میومد نیمساعت هم از زمانی که اومده بودن حاضر شم نمیگذشت و فواد یک بند داشت غر میزد کتونی های سفیدم رو پوشیدم و گوشیمو انداختم تو كيف كجم پالتوی کوتاه و کنیم رو پوشیدم و موهامو فقط کمی مرتب کردم ، اومدم اومدم ، از پله ها دوییدم پایین
فواد پیش در ورودی ایستاده بود و چپ چپ نگاهم میکرد ...
رمان بهار رسوایی از حدیثه ورمز :عمران بوکسوری کله خراب و خشنی است که برای انتقام از بهزاد و زمینزدن او دست روی خواهرش (بهار) میگذارد، پسر متعصب و پر شر و شوری که به هیچ صراطی مستقیم نیست، دختری را وارد ماجرا می کند که نشان کرده ی پسر عمویش است، اما با بیحرمتی که عمران به بهار می کند مجبور به ازدواج با او می شود و این اجبار آتش انتقام عمران را بیشتر می کند …
خلاصه رمان بهار رسوایی
راهروی شلوغ و پر تکاپوی بیمارستان دست و پایم را گم کرده بودم. نمی دانستم باید دقیقا چه کنم ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.