توضیحات

دانلود رمان ستون پنجم از ماهور ابوالفتحی :نیاز و راز خواهرهای دوقلویی هستن که کنار پدربزرگ و مادر بزرگشون روزگار میگذرونن. همه چیز عادیه تا اینکه پدربزرگ یه تصمیم ناگهانی میگیره و اونا رو راهی تهران میکنه تا تو خونهی خالهشون ساکن بشن. از اونجایی که دوقلویی توی خانوادهشون ارثیه، خالهشون هم دو پسر دوقلو داره! حالا چهار دوقلو با اخلاقهای جورواجور تو یه خونه، یعنی شروع یه داستان طنز پرهیجان …
مقداری از متن رمان ستون پنجم:
القصه، اتاق رو ترک میکنم و بعد شستن دستهام میشینم پشت فرمون. کارد، چنگال، قاشق دنده و کلاج رو دست میگیرم و منتظرم عزیز غذا رو بکشه که وسط بشقاب ویراژ بدم. بابا حاجیام دستهاش رو میشوره و میگه: خانم اون دستمال یزدی من که دادم بشوریو کجا گذاشتی؟ عزیز با یه لبخند شیرین و ژکوند و مونالیزایی میگه: انداختمش دور! بابابزرگ اعتراضی نمیکنه چون این اتفاق رو پیشبینی کرده و هر بار همین اتفاق براش میافته ولی از رو نمیره. دیس جذاب و دلربا رو وسط میز میذاره و میگه: رفتیم اونجا سر سنگین باشید خالتون از شما خوشش بیاد.
دستهام رو بهم میکوبم و میگم: آدما به دو دسته تقسیم میشن عزیز. خیلی جدی نگام میکنه و حتما فک کرده میخوام بحث علمی کنم ولی کور خونده، من اون گاو نریام که همه میگن بدوشش. دستهی اول: آدمایی که پسر مجرد پولدار دم بخت دارن! نیشش شل شده و مشخصه که طرفدار تیم دسته یکه، منتظره دستهی دوم رو نام ببرم که بعد از مکث طولانی میگم: آدمایی که… آدمایی که هیچی! اونایی که پسر مجرد پولدار خوشگل دم بخت ندارن کلا آدم نیستن.
برام دست میزنه و نیاز قبل از عقب کشیدن صندلیش شیرین بیان میشه و میگه: فکر کردم فیتیشت رو آدمای مسنه.-فیتیش من رو پوله، الان اگه دنیا جهانبختم بیاد منو بگیره حرفی ندارم چون پول داره. عزیز مشکوک میپرسه: واسه پسرش؟ میخوام حرف بزنم که نیاز جلوتر از من میگه: اره دیگه عزیزجون دستت درد نکنه خیلی خوشمزه شده! من نمیدونم چرا تو این خونه به نیازهای من اصلا توجهی نمیشه اینا دغدغههای قابل احترام منن.
خب تصمیم میگیرم که غذام رو بخورم و دیگه زر نزنم، میز رو جمع میکنیم همراه نیاز، ظرفها رو شسته و آشپزخونه رو تمیز میکنیم من که قراره بپیچونم برم بلوار ولی نیاز و با این حجمهی چیتان پیتان درک نمیکنم که میخواد بره دیسکوی بابای باباش یا مراسم ختم و خداحافظی با زیدهای سابق اینجا! قد نیاز نسبتا بلندتره دویست مترم کفش لژ دار میپوشه در نتیجه از اونجایی که به یه طرف...
رمان های پیشنهادی:دانلود رمان رها از رویا قاسمی

























