توضیحات
رمان دکتر شیطون من

رمان دکتر شیطون من :مسیح مردی خشک و جدی که بعد چند سال برگشته تا انتقامشو از مانیا دختری که
عاشقش بوده و بگیره.. با نقشه رییس بیمارستانی میشه که مانیا هم اونجا
کار میکنه مانیا بیخبر از همجا وارد بازی میشه که…
بخشی از رمان:
با چشمهای ریز شده بهش خیره شده بودم که با هیجان داشت از دکتر جدید بیمارستان که نصف سهام بیمارستان رو خریده بود
و رئیس شده بود هم دکتر بود تعریف میکرد ! به جوری داری ازش تعریف میکنی ، انگار کیه به گوشت تلخ مثل دکتر قبلی
که همش ضدحال میزد و حال بقیه رو میگرفت اینم به عقدهای مثل همونه. آب از لب و لوچه اش آویزون شد و با هیجان گفت :
وای مانیا اینجوری نگو اتفاقا خیلی خوشتیپ هست شبیه اون بازیگر خارجیه که عاشقش هستم هست نمیتونی بفهمی چقدر جیگره.
با چندش بهش خیره شدم و بهش توپیدم بسه خودت رو جمع کن انگار تا حالا تو عمرت پسر خوشگل ندیدی
که اینطوری با آب و تاب داری ازش تعریف میکنی ! پشت چشمی نازک کرد. شک ندارم ببینيش عاشقش ميشی.
پوزخندی بهش زدم: يكبار عاشق شدم واسه هفت جد و آبادم بسه سر سفره عقد من و قال گذاشت رفت ملت عروس فراری هستن واسه ما شد داماد فراری
با شنیدن این حرف من لبخند روی لبهاش ماسید اون پسره لیاقتت رو نداشت....
مطالعه بیشتر:رمان تجربه عشق خاکستری
























