فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان29.000

توضیحات

رمان رویای سیاوش

رمان رویای سیاوش

رمان رویای سیاوش نیکا با دیدن تصویر پسری زیبا بر روی جلد کتابی به اسم سیاوش بهش علاقه‌مند میشه ارشیا پسرخاله‌اش به نیکا علاقه‌مند است اما نیکا به دلیل عشقی که به سیاوش دارد نمی‌تواند به شخص دیگری فکر کند و بی‌صبرانه منتظر است تا سیاوش را در عالم واقعیت ملاقات کند و عشق خود را به او ابراز کند در این میان نیکا در کنکور پذیرفته می‌شود با آغاز کلاس‌های دانشگاه خواستگاران او نیز بیشتر می‌شوند اما او حاضر به فکر کردن به هیچ‌کس نیست. بلاخره روزی به طور تصادفی پسری را می‌بیند که کاملا شبیه عکس روی جلد کتاب است….

خلاصه رمان رویای سیاوش

صدای زنگ ساعت که به خاطر قرار گرفتن روی عدد چهار درآمد، مرا به خود آورد و یادم انداخت که قرار است امشب برای م خواستگار بیاید، در حالی که هیچ کس به من حرفی نزده بود و من نمی توانستم این کار پدر و مادرم را درک کنم. باید راهی پیدا می کردم تا مادر خودش موضوع را بگوید. نمی خواستم بگویم که ارشیا باعث شده خبردار بشم. آن قدر ذهنم آشفته بود که راه خاصی به ذهنم خطور نمی کرد. بنابراین دلم را به دریا زدم و از اتاق بیرون آمده و روی مبل نشسته و نفس عمیقی کشیدم، بعد مادر را صدا کردم. وقتی مادر از آشپزخانه

بیرون آمد از او خواستم بنشیند تا صحبت کنم. از مادر پرسیدم چطور شده که این همه کار را یک روزه انجام داده است. مادر هم گفت که قرار است شب برایمان مهمان بیاید. از صورتش پیدا بود که نمی داند چطور راستش را به من بگوید. اما بالاخره گفت که قرار است یکی از دوستانش به نام زری خانم همراه همسر و پسرش به خانه ما بیایند. مادر چند ماهی می شد که با زری خانم دوست شده بود. من دوسه بار او را دیده بودم و یک بار که پسرش با ماشین به دنبال مادرش آمده بود، او را هم لحظه ای دیده بودم. مادر هنوز حرفی از خواستگاری

نزده بود، بنابراین گفتم: مامان جون من واقعا حوصله این مهمونی رو ندارم. من امشب میرم خونه خاله سوسن. _نمیشه عزیزم. تو هم حتما باید تو مهمونی امشب باشی. راستش اونا… اونا دارن به خاطر تو میان. _به خاطر من!؟ برا ی چی!؟ _اونا می خوان برای خواستگاری از تو به اینجا بیان عزیزم. هر چقدر سعی کردم خودم را کنترل کنم نشد و در حالی که اشک هایم بر صورتم روان میشد گفتم: مامان شما چرا منو در جریان مسئله به این مهمی قرار ندادید!؟ مادر لیوانی آب قند برایم درست کرد و به دستم داد و من با خوردن آن احساس بهتری پیدا کردم….

 

مطالعه بیشتر: رمان ماهاراجه

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رویای سیاوش
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم جلالی
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    1718
  • حجم
    5.5
  • 686 روز پيش
  • admin
  • 1,168 بازدید
  • تومان29.000
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.