فایل تو فایل
فروشگاه فایل تو فایل
پست های ویژه

تومان24.900

توضیحات

رمان ریسک از بوک یوفوریا

رمان ریسک از بوک یوفوریا

رمان ریسک از بوک یوفوریا :همه میگن من دختر بدیم. تا حدی حق با اون هاست، من اجازه نمیدم قوانین جلوی راهم باشن و قطعا به فکر و نظر مردم اهمیت نمی دم. اما فکر میکنم وقتی با دشمن خوابیدم، از خط قرمز عبور کردم. به عنوان دختر مربی هاکی تیم برایر، اگر با بازیکن تیم رقیب باشم، خیانتکار محسوب میشم. و اینجاست که جیک کانلی وارد میشه. مهاجم مغرور و رو اعصاب تیم هاروارد که به طور ناجوانمردانه ای جذابه. سرنوشت هیچوقت عادل نبوده…

خلاصه رمان ریسک

برنا؛ اصولا خیلی استرس نمیگیرم اما امروز صبح خیلی مضطرب هستم. اون هم به لطف دیدارم با “اد مولدر” هستش. اون یه مرد درشت هیکل هستش که حسابی ترسناکه. اولین چیزی هم که ازم می پرسه اینه که چرا دختر خوشگلی مثل من میخواد دنبال کار پشت دوربین باشه. یکی از هم کلاسی هام قبلا گفته بود که این مرد عوضیه اما اگر برای کارآموزی قبول بشم لازم نیست بهش گزارش بدم. بهش میگم که قصد دارم بعدا مفسر هاکی بشم اما الان میخوام پشت دوربین تجربه کسب کنم و میدونم این کار آموزی رایگان هستش. این آدم خیلی عوضیه به نصف حرف هایی که میزنم گوش نمی کنه.

و بعد از چند دقیقه یکی از کارمنداش پیدا میشه و میگه یکی از بازیکن های مشهور وارد یه درگیری شده و مولدر با من خداحافظی میکنه و میگه دوشنبه می بینتم. وقتی به دختر عمه ام زنگ میزنم خیلی عصبانی هستم. «هی، مصاحبه ی من تموم شد.» «به این زودی؟» «آره.» «چطور پیش رفت.» «افتضاح بود. بعدا بهت میگم. تاکسی گرفتم میتونم بیام خوابگاهت دیگه؟ » برنامم این بود که وقتی تنسی تو کلاس هست خودم تنهایی وقت بگذرونم. «آره من کلیدام و ادم به دوستم تو اتاق ۴۰۴ ،ازش بگیرشون. اتاق من ۴۰۸ هستش.» «اوکی.» به ساختمون بزرگ پشتم نگاهی می کنم و با دیدن

لوگوی هاکی نت آهی می کشم. «امیدوارم پایه ی بیرون رفتن باشی چون امشب باید خوش بگذرونم و این مصاحبه رو از ذهنم پاک کنم.» تنسی بهم میگه: «ازت متنفرم. چرا همیشه بدون اینکه تلاش کنی اینقدر خوب به نظر میای؟» تو خوابگاه تنسی هستم. اون با سه تا دختر دیگه اینجا زندگی می کنه. هم اتاقیش آیشا الان اینجا نیست. آیشا رو ندیده خیلی دوست دارم چون میزش رو تبدیل کرده به میز لوازم آرایش. همون کاری که من دوست دارم اگر میز داشتم انجام می دادم. در حالی که دارم جلوی میز آیشا ریمل میزنم به تنسی میگم: «من دارم آرایش می کنم این تلاش کردن نیست؟» آهی می کشه..

 

مطالعه بیشتر:رمان رخنه از نگار رازقندی

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان ریسک
  • ژانر
    عاشقانه_طنز
  • نویسنده
    بوک یوفوریا
  • ویراستار
    سایت فایل تو فایل
  • صفحات
    716
  • حجم
    2.5
  • 623 روز پيش
  • admin
  • 1,042 بازدید
  • تومان24.900
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

ورود کاربران

  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • adminسلام لطفا به شماره پشتیبانی سایت در روبیکا پیام بدین و رمان دریافت کنید...
  • Noorمن خوندم این رمانو خیلی خفنه، خیلی جاها دلت میخواد گریه کنی و.. درکل رمان خیلی خ...
  • نرگسخوب...
  • اوینخوب...
  • فافاخیلی رمان خوبی هست اگه میشه پیداف این رمان برام بفرستید...
  • adminسلام لطفا به پشتیبانی پیام بدین...
  • طاهرههموز نخوندم...
  • ناشناسبه نظرم یکی از پیچیده ترین ها و قشنگ ترین ها بود من دوست داشتم 😍😍😍...
اینماد
درباره سایت
راه های ارتباطی ما شماره تماس 09922251924 شماره ی تلگرام*واتساپ*روبیکا*ایتا 09922251924
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.