رمان همسایه جهنمی از ناشناس
رمان همسایه جهنمی از ناشناس :داستان دختری که بعد از خرید خانه اش همسایه مردی زیا اما…
خلاصه رمان همسایه جهنمی
وقتی گلهای الاله زرد وسفید و قرمز هِیلی با یک حرکت خبیثانه از زمین بیرون کشیدهشدن، با ناباوری فریاد زد: »اوه، نه، نه، نه، نه، نههههههه! « صندلی کامپیوترش رو بهشدت به عقب هل داد و مثل طوفان به در جلویی حمله کرد. بی تردید اینبار این مرتیکه رو میکشت. بعد از گذشت طولانی ترین پنج سال از جوانی مزخرفش، همسایه ی عوضیش شورش رودرآورده بود.
تا حالا اینقدر خونش رو به جوش نیاورده بود.حتی در مدت شش ...
رمان پنج کیلومتر تا عشق از سین دال
رمان پنج کیلومتر تا عشق از سین دال :رمان درباره ی دختری شر و شیطون به اسم سها ست که به خاطر گذشتـه ی تلخش
از هرچی آدمه مذهبی بدش مـیاد از قضا هم به یه مسافرت معنوی مـیره که اسیر کسی مـیشـه که نبایـد مـیشـد
سرنوشت همـیشـه اون چیزی نیست که ما مـیخـواییم
قسمت اول رمان پنج کیلومتر تا عشق:
صدای خر و پفش بلند شـده بود چنان عمـیق خـوابیـده بود
که انگـار خـواب شاهزاده با اسب سفیـد مـی بیند
یک دفعه گوشی اش ، با آن صدای مزخرف
خروس به صدا در آمد بی آنکه چشمانش را باز ...
رمان جنون مبهم از سپیده یوسف پور شهریور
رمان جنون مبهم از سپیده یوسف پور شهریور :برفین دختری که تنها با پدرش زندگی میکنه عاشق و شیدای پسر عموش آذرخش هست که نشون شده هم دیگه هستند.
اما آذرخش علاقهی چندانی به برفین نداره. اما کم کم جذابیت های برفین به چشمش میاد و…
بخشی از رمان:
با ارنج فشاری به پهلوم اورد و گفت: دوست ندارم اینقدر بهم بچسبی تو جمع سعی کن فاصله ت رو با من رعایت کنی
با بغض کمی ازش فاصله گرفتم
با صدای گرفته گفتم: فقط میخواستم خیال بابا راحت شه
زیرلب با تمسخر گفت: خیالش از چی راحت بشه؟ از ...
رمان ساتی از فاطمه عبدی
رمان ساتی از فاطمه عبدی :دختری به اسم گندم شوهرش مرده و قراره طبق رسم ساتی او را هم زنده زنده در قبر بگذارند، خان روستا که برادر شوهرش میشود عاشقانه دوستش دارد، برای نجات جان گندم، مقابل این رسم میایستد و با او ازدواج میکند، همه چی خوب پیش میرود تا این که …
خلاصه رمان ساتی:
“گندم” با استرس گوشه ناخونم رو میجویدم، امروز قرار بود با مردی که دو تا دختر داشت؛ ازدواج کنم دختر ارشدش ۲ سال از من بزرگتر بود. چرا باید زندگیم به این روز بیافته، اون از ازدواج اجباری اولم اینم ...
رمان خان کوچک از فاطمه عبدی
رمان خان کوچک از فاطمه عبدی :فواد خانی که تن مردم روستا، عاشق دختر عمهی خود است ولی سراب عاشق خدمتکار عمارت او شده و فرار میکند، بخاطر غرور زخمیش (سراب) رو عذاب میدهد تا روزی که آن دختر میفهمد فواد عاشقش او است و عشق خودش به محمد واقعی نبوده …
خلاصه رمان خان کوچک:
با خشم لباس های چرک را چنگ میزنم از سردی آب رودخانه دستانم یخ زده است. کمرم هم هنوز میسوزد. در دل هر چه نفرین و ناسزا بلد بودم نثار روح سیاه فواد کردم؛ سنگ هم اگر بود دلش برایم آب ...
رمان خلافکار خشن از ناشناس
رمان خلافکار خشن از ناشناس :حامین خلافکاری که دل به نگین میده و نگین و حامین با مخالفت شدید خانواده ها ازدواج میکنن… عمر خوشبختی اون ها در درگیری ها و آزار و اذیت نگین و پا درمیانی دایی نگین و دعوای خانوادگی و ضربه مغزی و کمای حامین کوتاهه… حامین بعد از مرخص شدن از بیمارستان تصمیم به بهبود اوضاع زندگیش و جدایی از باند خلاف رو داره ولی روی خوش زندگی با نگین و حامین سر سازگاری نداره و حامین درگیر باند خلاف و نگین تنهای افسرده …
قسمتی از داستان خلافکار خشن :
_حامين… حامينننن… ...
رمان عروسک شو از نسترم قائدی نژاد
رمان عروسک شو از نسترم قائدی نژاد :شهریار اصلانی یه قاچاقچیه کله گنده اس که ادم می فرسته سراغ دخترا تا مخشونو بزنه و به هوای ازدواج بیاره تو عمارت و بعد بفرسته دبی. این بین کسی نمیتونه مخ رهایش رو بزنه و خودش وارد عمل میشه. از جسارتش خوشش میاد و عاشقش میشه و اونو میاره عمارتش و تازه رهایش می فهمه تو چه دامی افتاده…
خلاصه رمان عروسک شو
ایران _تهران#
دستش روی موهای بریشون ریخته از شالم نشست با ترس سر بلند کردم و به چشمای قهوه ای دریده اش نگاه کردم چشمهایی که ...
رمان عشق ملا از شادی قربانی
رمان عشق ملا از شادی قربانی :نگین با روحی رابطه دارد که او را باردار می کند اقدام نگین برای سقط جنینش باعث می شود که…
خلاصه رمان عشق ملا
چشم که باز کردم توی اتاقم بودم، همه بدنم کوفته بود… خواستم بشینم که ناله ام از درد بلند شد… به زور خودم رو به سمت سرویس کشیدم… نگاهی به آینه انداختم صورتم چیزیش نشده بود اما بدنم خیلی درد می کرد… لباسم رو بیرون آوردم که دیدم روی بدنم جای چنگه…. بدنم تیکه تیکه کبود و خونمرده بود… بغض کرده زیر دوش رفتم بلکه آب گرم ...
رمان پنجاه طیف آزاد شده جلد سوم مجموعه پنجاه طیف :بعد از پذیرش درخواست ازدواج کریستین گری در پنجاه سایه تاریکتر، آناستازیا استیل باید نه تنها به زندگی متاهلی عادت کند، بلکه باید با سبک زندگی شوهر ثروتمندش و ذات کنترلگر او کنار بیاید ولی ایا همه چیز خوب پیش میرود…؟؟؟
خلاصه رمان پنجاه طیف آزاد شده
بیقرارم. کریستین یک ساعت تمام مشغول بررسی های پی در پی هست. منم سعی کردم مطالعه کنم، تلوزیون نگاه کردم، آفتاب گرفتم…. کاملا لباس پوشیده آفتاب گرفتم… ولی نمیتونم ریلکس بشم و نمیتونم که خودم رو از این احساس ناراحتی و عصبی که دارم خلاص ...
رمان پنجاه طیف تاریکتر جلد دوم مجموعه پنجاه طیف :آناستازیا که از رازهای تاریک کریستین ترسیده است، تصمیم به جدایی میگیرد اما نمیتواند کریستین را فراموش کند. کریستین نیز با شیاطین درونی خود در جنگ است و دوباره با پیشنهادی جدید به سراغ اناستازیا می رود که….
خلاصه رمان پنجاه طیف تاریکتر
اوه خدای من… قراره کریستین رو ببینم و برای اولین بار تو این چند روز روحم کمی خودشو بالا کشید و به خودم اجازه دادم تا فک کنم که اون این چند وقته حالش چطور بوده؟ دلش برام تنگ شده؟ احتمالا نه مثل جوری که من هستم. یه فرمان بردار ...
پنجاه طیف خاکستری جلد اول مجموعه پنجاه طیف :اروتیک از ای. ال. جیمز نویسندهٔ بریتانیایی است. پنجاه سایهٔ خاکستری اولین جلد از این داستان عاشقانه سهجلدی است . وقایع این که در سیاتل ایالات متحدهٔ آمریکا رخ میدهد به بیان روابط عاطفی عمیق میان آناستازیا استیل، دختری باکره و فارغالتحصیل رشتهٔ ادبیات و کریستین گری، کارآفرین بانفوذ و ثروتمند میپردازد. اناستازیا بعد از اشنایی با کریستین زندگی اش دچار تغییراتی میشود که …..
مطالعه بیشتر:رمان آترین از نیمانا
رمان آترین از نیمانا
رمان آترین از نیمانا :آترین، ترنسی اف تو امه که در به در دنبال یه راهی برای پول جمع کردن برای عمل کردن می گرده. اما این اواسط عاشق دختری میشه که زندگیشو تغییر میده! از طرفی دوستش آرمین اونو وارد یه مافیایی می کنه که اونا رو بیشتر توی درد سر می ندازه… حالا خوندن آخر این داستان می تونه جذاب باشه…
خلاصه رمان آترین
-کیه؟
در حالی که زیر بارون داشتم موش آب کشیده میشدم با صدای لرزون گفتم: باز کن منم!
در با یه تیک آروم باز شد. وارد راهرو شدم و در حالی که سعی میکردم خیسی ...
رمان بی گناه از نگار فرزین
رمان بی گناه از نگار فرزین :سحر و آرش ۴ سال است که ازدواج کرده اند، سحر عاشقانه همسرش را دوست داردو همیشه در برابر رفتارهای سرد آرش و کم توجه های او صبور بوده، به امید اینکه آرش هم روزی قدر عشق او را بداند اما اکنون و دراین شب بعد از چهارسال آرش از او میخواهد که …
خلاصه رمان بی گناه
کاش کسی را داشتم تا به آغوشش پناه ببرم و زار زار گریه کنم ولی هیچ کسی را نداشتم. من محكوم به تنهایی بودم. مهم نبود چقدر تلاش کنم و چقدر از خودم ...
رمان تاوان سکوت از ادوینا
رمان تاوان سکوت از ادوینا :خندید و گفت : از گرما تو حموم هلاک شدم. میخوام یکم هوا بخوره بدنم . تو هم خودتو لوس نکن چشماتو باز کنآروم چشمامو باز کردم و زیر چشمی بدنشو نگاه میکردم . لبمو گاز گرفتم و گفتم چه بدنی هم داريا . کوفتش بشی .خنده ریزی از سر شیطنت کرد و گفت:
- کوفت کی بشم ؟+ همونی که میخواد تو رو بگیره دیگه حالشو میبره .- أره حسابی خوش به حالش میشه . میگما تو هم بد چیزی نیستيا. میگم لباساتو در بیار ببینم تو چطوریرفتم سمتش و از ...
رمان حوالی قلب تو از مهدیس علی پور
رمان حوالی قلب تو از مهدیس علی پور :مهنا دختری که عاشق همسر خواهرش، مهراد شده است. مهراد یه تایپیست سادهست که به دلایلی مجبور میشه با حنانه ازدواج کنه و وارد عمارت اون بشه. مهنا وقتی میفهمه این علاقه دو طرفهس، تن به رابطه نزدیک و قایمکی با مهراد میده… در حالی که از پشت پرده ازدواج خواهرش خبر نداره و با حامله شدنش…
خلاصه رمان : حوالی قلب تو
” مهنا ” کوله ام را از دستش با زور و غیظ بیرون کشیدم و قاطعانه برای بار نمی دانم چندم، گفتم : -دست ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.