رمان عاشق بیدار شده از جسیکا برد
جلد سوم مجموعه انجمن برادری خنجر سیاه
دانلود رمان عاشق بیدار شده از جسیکا برد :داستان نجات بلا توسط زسادیست، جنگجویی که قبلابرده خون بوده و سال ها مورد آزار بانو قرارگرفته، و هنوز هم زخم های گذشته رو با خود حمل میکنه. تنها همراهش خشم و تنها چیزی که باعث میشه به وحشت انداختن دیگرانه. تا زمانی که بابلا آشنامیشه و …
قسمتی از متن رمان عاشق بیدار شده:
کفش های زسادیست او را به سمت کوچه ای در پشت خیابان ترید برد. بر روی قسمت های یخ زده زمین و همچنین یخ های آب شده ...
رمان گوش ماهی از مدیا خجسته
رمان گوش ماهی از مدیا خجسته :رمان عاشقانه و معمایی، پر طرفدار امروز داستان یک عکاس کنجکاو و ماجراجو به نام دنیز می باشد که سعی در هویت یک ماهیگیر دارد ، شخصی که کشف هویتش برای هر کسی سخت است،ماهیگیری که مرموز و به گفته ی دیگران خطرناک ، البته بسیاز جذاب، میان این کشمکش های پرهیجان میفهمد که ماهیگیر خطرناک کسی نیست جز …
خلاصه رمان گوش ماهی:
روی تخت دراز میکشم و چشمام و با لذت میبندم … بعد از گذشت چهار سال ، همه چی دقیقا مثل همون روزیه که رفتم … چراغا ...
رمان دلداده هوس از zahra_rz
رمان دلداده هوس از zahra_rz :دختری که عاشق پسرعموی مغرورش میشه اما توسط یکی از همکارا و رقیب های مهبد که ۲۰سال از الیسا بزرگ تره، دزدیده میشه ولی مهبد همچنان به دنبال گمشده ی خودش میگرده تا اینکه…
خلاصه رمان دلداده ی هوس
الیسا با تیری که تو سرم پیچید و حالت تهوع ای شدید چشمامو باز کردم نور شدیدی خورد به چشمم دستمو گذاشتم روی چشمام تا نور مستقیم به چشمم نخوره. بعد از اینکه چشمام به نور عادت کرد اطرافمو از نظر گذروندم اینجا کجا بود؟ یه اتاق بزرگ که شبیه هال یه خونه بود! ...
رمان شیطان مونث از مهتاب و سارا
رمان شیطان مونث از مهتاب و سارا :داستان در رابطه با دختر دانشجویی به اسم شانار میباشد که شیطنت های بسیاری برای رسیدن به پسری که دوستش دارد انجام میدهد اما وقتی به یکدیگر میرسند…
قسمتی از متن رمان شیطان مونث
دیدنش به این آسونی ها نیست که ! تو آدرسش رو بده اون با من! من هفته ی پیش باهاش قرار داشتم… اون نوبت ملاقات باطل شده! با سماجت گفتم: من میتونم جوادی… بزار شانسمو امتحان کنم…. جوادی سرش رو خم کرد و به زمین زل زد…. یه چند دقیقه ای تو همین حالت بود. ...
رمان برده سلبریتی از دنیز
رمان برده سلبریتی از دنیز :هنرپیشه مغرور و هوس بازی که به دستیار خودش دست درازی می کنه و برای جلو گیری از ایجاد شایعه مجبور میشه باهاش عقد کنه اما به شرط امضا کردن قرداد …
خلاصه رمان برده سلبریتی
خسته کش و قوسی به بدنم دادم و از پشت میز بلند شدم با بیرون رفتن من سهند از اتاقش بیرون اومد کسی تو شرکت نبود به حال صبحش برگشت و دوباره اخماش توهم کشید _بریم خونه خانوادم؟ _با این تیپ رسمی مقنعه؟ پوزخندی به لحن متعجبم زد که با تلخی گفت: چیه می خوای با دکلته ...
رمان جنون و آشوب از مهسا
رمان جنون و آشوب از مهسا :پسری به اسم آرمان که مثل اسمش زندگیش سرشار آرامشه.البته تا زمانی که گذشته ی وحشتناکش تصمیم نمیگیره قاطی حالش بشه.کسی که از هیچی خبر نداره یهو وسط یه ماجرای ترسناک میوفته و مجبور میشه خودشو با این جریان وفق بده جریانی که کل زندگیشو دگرگون میکنه. مجبور میشه خیلی کار ها بکنه، توی خطرات زیادی میوفته.!چیزهای جدیدی تجربه میکنه اما نمیدونه جسارتی که داره اخر چه کاری دستش میده.
قسمتی از متن رمان جنون و آشوب
نمیدونم چقدر بود سرمو روی میز گذاشته بودم و به فکر فرو رفتع بودم ...
رمان سرمایه دار از کتی ایوانز
رمان سرمایه دار از کتی ایوانز :اون پسر، از اول، انقدر ثروتمند وموفق نبود.آریک کریستوس، پسری بود که هوای من رو داشت و مواظبم بود، منو میخواست، و شاید عاشقم هم بود. اون یه پسر خوشتیپ و یه دنده ای بود.اما من اون رو براحتی و به خاطر ترسم، از دست دادم.
خلاصه رمان سرمایه دار
این پروژه و طرحیه که باعث شده پدر و مادرم به خاطرش بهم افتخار کنن. به خاطر این طرح، خودمم به خودم افتخار میکنم؛ اما چرا کسی، این استعداد و
تلاشم رو نمیبینه. چرا بانکدارا با من تماس نمیگیرن یا چرا دوست ...
رمان تاوان خیانت جلد دوم از ناشناس
رمان تاوان خیانت جلد دوم از ناشناس :دکمه های پیرهنش رو باز کرد و گفت خب میرسیم به شرطم.با ترس بهش نگاه کردم که مانتوم رو از تنم در آرود دستش رو به تاپم گرفت که سریع دستم رو گذاشتم روی دستش عصبی دستم رو پرت کرد کنار و تایمم در آورد. داری چیکار میکنی نیما؟ این یکی از قوانین ،اینجاست تو اتاق هر کس باشی اون لباسات رو عوض میکنه خودت حق نداری لباسات رو عوض اخمام رو کشیدم تو هم و گفتم چه قانون مسخره ای….
دستش رو با خشونت به مانتوم گرفت ...
رمان تاوان خیانت جلد اول از ناشناس
رمان تاوان خیانت جلد اول از ناشناس :دکمه های پیرهنش رو باز کرد و گفت خب میرسیم به شرطم.با ترس بهش نگاه کردم که مانتوم رو از تنم در آرود دستش رو به تاپم گرفت که سریع دستم رو گذاشتم روی دستش عصبی دستم رو پرت کرد کنار و تایمم در آورد. داری چیکار میکنی نیما؟ این یکی از قوانین ،اینجاست تو اتاق هر کس باشی اون لباسات رو عوض میکنه خودت حق نداری لباسات رو عوض اخمام رو کشیدم تو هم و گفتم چه قانون مسخره ای….
دستش رو با خشونت به مانتوم گرفت ...
رمان همسایه جهنمی از ناشناس
رمان همسایه جهنمی از ناشناس :داستان دختری که بعد از خرید خانه اش همسایه مردی زیا اما…
خلاصه رمان همسایه جهنمی
وقتی گلهای الاله زرد وسفید و قرمز هِیلی با یک حرکت خبیثانه از زمین بیرون کشیدهشدن، با ناباوری فریاد زد: »اوه، نه، نه، نه، نه، نههههههه! « صندلی کامپیوترش رو بهشدت به عقب هل داد و مثل طوفان به در جلویی حمله کرد. بی تردید اینبار این مرتیکه رو میکشت. بعد از گذشت طولانی ترین پنج سال از جوانی مزخرفش، همسایه ی عوضیش شورش رودرآورده بود.
تا حالا اینقدر خونش رو به جوش نیاورده بود.حتی در مدت شش ...
رمان پنج کیلومتر تا عشق از سین دال
رمان پنج کیلومتر تا عشق از سین دال :رمان درباره ی دختری شر و شیطون به اسم سها ست که به خاطر گذشتـه ی تلخش
از هرچی آدمه مذهبی بدش مـیاد از قضا هم به یه مسافرت معنوی مـیره که اسیر کسی مـیشـه که نبایـد مـیشـد
سرنوشت همـیشـه اون چیزی نیست که ما مـیخـواییم
قسمت اول رمان پنج کیلومتر تا عشق:
صدای خر و پفش بلند شـده بود چنان عمـیق خـوابیـده بود
که انگـار خـواب شاهزاده با اسب سفیـد مـی بیند
یک دفعه گوشی اش ، با آن صدای مزخرف
خروس به صدا در آمد بی آنکه چشمانش را باز ...
رمان جنون مبهم از سپیده یوسف پور شهریور
رمان جنون مبهم از سپیده یوسف پور شهریور :برفین دختری که تنها با پدرش زندگی میکنه عاشق و شیدای پسر عموش آذرخش هست که نشون شده هم دیگه هستند.
اما آذرخش علاقهی چندانی به برفین نداره. اما کم کم جذابیت های برفین به چشمش میاد و…
بخشی از رمان:
با ارنج فشاری به پهلوم اورد و گفت: دوست ندارم اینقدر بهم بچسبی تو جمع سعی کن فاصله ت رو با من رعایت کنی
با بغض کمی ازش فاصله گرفتم
با صدای گرفته گفتم: فقط میخواستم خیال بابا راحت شه
زیرلب با تمسخر گفت: خیالش از چی راحت بشه؟ از ...
رمان ساتی از فاطمه عبدی
رمان ساتی از فاطمه عبدی :دختری به اسم گندم شوهرش مرده و قراره طبق رسم ساتی او را هم زنده زنده در قبر بگذارند، خان روستا که برادر شوهرش میشود عاشقانه دوستش دارد، برای نجات جان گندم، مقابل این رسم میایستد و با او ازدواج میکند، همه چی خوب پیش میرود تا این که …
خلاصه رمان ساتی:
“گندم” با استرس گوشه ناخونم رو میجویدم، امروز قرار بود با مردی که دو تا دختر داشت؛ ازدواج کنم دختر ارشدش ۲ سال از من بزرگتر بود. چرا باید زندگیم به این روز بیافته، اون از ازدواج اجباری اولم اینم ...
رمان خان کوچک از فاطمه عبدی
رمان خان کوچک از فاطمه عبدی :فواد خانی که تن مردم روستا، عاشق دختر عمهی خود است ولی سراب عاشق خدمتکار عمارت او شده و فرار میکند، بخاطر غرور زخمیش (سراب) رو عذاب میدهد تا روزی که آن دختر میفهمد فواد عاشقش او است و عشق خودش به محمد واقعی نبوده …
خلاصه رمان خان کوچک:
با خشم لباس های چرک را چنگ میزنم از سردی آب رودخانه دستانم یخ زده است. کمرم هم هنوز میسوزد. در دل هر چه نفرین و ناسزا بلد بودم نثار روح سیاه فواد کردم؛ سنگ هم اگر بود دلش برایم آب ...
رمان خلافکار خشن از ناشناس
رمان خلافکار خشن از ناشناس :حامین خلافکاری که دل به نگین میده و نگین و حامین با مخالفت شدید خانواده ها ازدواج میکنن… عمر خوشبختی اون ها در درگیری ها و آزار و اذیت نگین و پا درمیانی دایی نگین و دعوای خانوادگی و ضربه مغزی و کمای حامین کوتاهه… حامین بعد از مرخص شدن از بیمارستان تصمیم به بهبود اوضاع زندگیش و جدایی از باند خلاف رو داره ولی روی خوش زندگی با نگین و حامین سر سازگاری نداره و حامین درگیر باند خلاف و نگین تنهای افسرده …
قسمتی از داستان خلافکار خشن :
_حامين… حامينننن… ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.