رمان شاهزاده وحشی از مگان مارچ
جلد اول از مجموعه شاهزاده وحشی
رمان شاهزاده وحشی از مگان مارچ :من هرکاری بخوام رو انجام میدم و هرکسی و بخوام بدست میارم. از قوانین هیچکس پیروی نمیکنم، حتی قوانین خودم. میدونستم نباید لمسش کنم، اما این جلومو نگرفت. برای دومین بار هم جلومو نگرفت.
فقط باعث شد برای سومین بار مشتاق تر شم. سبک زندگیم با وحشی بودنم سازگاره، ولی اون اینطور نیس. اما تمپرنس رنسوم جدیدترین اعتیادمه و فعلا حاضر نیستم ولش کنم .اون رو به راه خودم میکشونم، حتی اگه بدین معنا باشه که اونو به تاریکی بکشونم. فقط امیدوارم که اینکار باعث ...
رمان پرنسس آهنی از مگان مارچ
جلد دوم از مجموعه وحشی
رمان پرنسس آهنی از مگان مارچ :شخصیت اصلی داستان پادشاه خیابان وال استریته و هیچ کس رو حرفش حرف نمیزنه ولی ایشون توی خونه یه دختر آتیش پاره داره که به حرف های پدرش گوش نمیکنه و میخواد برای پدرش دوست دختر پیدا کنه و چه کسی بهتر از هارپر جین. اون یک رازه. یک معما! هویت اون یک راز دفن شده زیر لایه هایی از فریبه. اعتیادی که قادر به ترکش نیستم.جاذبه ای که نمیتونم باهاش بجنگم. و بعد فهمیدم دقیقا اون کیه…
خلاصه رمان : پرنسس آهنی
کین، پانزده سال قبل؛ شرایط ...
رمان خاندان سلطنتی رذل از مگان مارچ
جلدسوم از مجموعه وحشی
رمان خاندان سلطنتی رذل از مگان مارچ :داستان درمورد تمپرنس، زنی است که در یک کلاب با غریبه ای آشنا میشود و روحش هم خبر ندارد آن غریبه در واقعیت آدمکشی بیرحم است. وقتی صدای کین در انبار اکو شد آجر تیزی پشت تیشرتمو شکاف داد قبل از اینکه بفهمم چی گفت بهم نزدیکتر شد. نه فقط حرفاش… اعترافشه که قدرتش از یه بمب اتمی هم بیشتره. اعترافش منو نشونه گرفت، تمام خشم و غمی که از روزی که فهمیدم اون دوتا مردن منو احاطه کرده بود، رو از بین برد.
کین ...
رمان همخونه استاد از ناشناس
رمان همخونه استاد از ناشناس :داستانمون درباره یه پسر کاملا مذهبیه که اسمش امیر حافظ و یه دختر به اسم ترمه که بی بند و بار و دختره آزادی هست
زندگی این دوتا شخصیت داستان مقابل هم قرار میگیره و امیرحافظ و ترمه به عقد صوری هم درمیان و
همخونه ی همدیگه میشن که کلی داستان بینشون پیش میاد که خوندنشو از دست ندین..
بخشی از رمان
بروبابایی گفتم و از کنارش گذشتم اینجا چیزی هم برای خوردن پیدا میشد؟؟ به اشپز خونه که رفتم توی یخچال چیزی درست و حسابی نبود.
روی صندلی نشستم و بی حال سرم و روی ...
رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه
رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه :کمند حشم، در خاندان حشمتها بخاطر ننگی ناخواسته که خودش دخالتی در آن نداشته جایگاهی ندارد! او از دانشگاه انصراف میدهد ولی در زمینه شغلی با تلاش بسیار به یک ثبات میرسد کمند
در خانواده تنها با دخترعمویش رومینا ارتباط نزدیکی دارد، طوری که حاضر است برای رومینا از خودش هم بگذرد! نامزدی رومینا با پسر (میران ها) بخاطر اتفاقی بهم میخورد و دو خانواده به دشمنان هم تبدیل میشوند و در این بین کمند برای ...
رمان اصیل زاده مغرور از هادس
رمان اصیل زاده مغرور از هادس :اریس یه الفای مغرور که فکر میکنه همه امگا ها اشغالای اند که دنبال پول و قیافه و شهرتش اند... حالا چی میشه اگه پدرش شرط بزاره که اگه شرکتش و ارث رو میخواد باید ازدواج میکنه؟؟؟ چی میشه اگه از شهر بیرونش کنه برای پیدا کردن یه جفت؟ و حالا از این طرف ما جفت حقیقی اش رو داریم که با تمام توان داره هویتش مخفی میکنه...
مطالعه بیشتر:رمان هرنگ از فروزان امانی
رمان هرنگ از فروزان امانی
رمان هرنگ از فروزان امانی :قلبم از درد تیری کشید . از تصور اینکه چه چیزایی بینشون بوده دلم می خواست بمیرم . انتظار نداشتم که بدون هیچی بوده باشه ولی انتظار این را هم نداشتم که تا این حد پیش بره دختر ازش حامله بشه . قبول کردن همچین موضوعی به سختی این بود که قبول بکنی یکی چاقو را توی قلبت فرو بکنه .
قسمتی از متن رمان هرنگ
و بچه ای که تازه تو شکم ماهرو شکل گرفته بود از دنیا رفتند. وای که اون سال چه سال نحصی بود. بدترین سال زندگی و بدترین ...
رمان من و روزهای بی تو بودن از کیوان عزیزی
رمان من و روزهای بی تو بودن از کیوان عزیزی :زیر تیغ آفتاب سوزان مرداد ماه، درد و دل کنان راه چشمه را در پیش گرفتند، یانار بخاطر سپیدار اندوهناک و غمگین بود برای آنکه بیش ازاین خود خوری نکند، رو به سپیدار گفت: کاریه که شده باید حواست رو تو اون عمارت نفرین شده جمع کنی، به هیچ کس اعتماد نکن سالارخان هر چی نباشه دیگه شوهرته و باید فقط به اون اعتماد داشته باشی، دم پرِ، گل بانو خانم هم نباش اینطور که شنیدم خیلی خطرناکه …
خلاصه رمان من و ...
رمان بهار آسیه علی کرم
رمان بهار آسیه علی کرم :بهار، دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی بین دو برادر قرار میگیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی که به دلش راه پیدا میکنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش میشه. مردی که یه مشکل روانی داره. مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی میکنه تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمیده هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش!!
خلاصه رمان بهار
با حرکت ماشین حس تکون خوردن تو گهواره رو داشتم. افتادنش تو دست انداز باعث درد تو کمرم ...
رمان بوسه گاه غم از عاطفه مرادی
رمان بوسه گاه غم از عاطفه مرادی :حاج خسرو بعد از بیوه شدن عروس زیبا و جوانش، به فکر ازدواج مجددش میفتد و با خواستگاریِ آقای مطهری، یکی از بزرگترین باغ دارهای دماوند به فکر عملی کردن تصمیمش میفتد که ساواش، برادرشوهر شهرزاد، به شهرزاد یک پیشنهاد میدهد، پیشنهادی که تنها از یک عشق قدیمی و سوزان نشأت میگیرد …
خلاصه رمان بوسه گاه غم
دکمه های پیراهن مشکی اش را می بندد و از اتاق خارج میشود. وارد آشپزخانه میشود و متوجهی صدای نگران ارغوان میشود. -شهرزاد حالت خوب نیست پاشو بریم دکتر. شهرزاد سرش ...
رمان سیب دندان زده از شفقه مشعوقی
رمان سیب دندان زده از شفقه مشعوقی :دختری به بکری سیب سرخ حوا به پاکی اب زمزم وبه زیبایی خورشید پسری از تبار گرگ که برای انتقام، از خورشید وپسر عمویش استفاده میکند…
تا آبروی خاندان درخشان را بریزد… ازدواجی از سر اجبار… برای جمع این آبرو ریزی و عشقی که جرقه میزند با وجود زن دوم…
و چه چیزی در انتظار این سیبی بکری است که دندان زده شده است …
بخشی از رمان
پر تردید لب به سوال گشودم: چرا نمیذاشتی این سه سال رو بیام خونه؟ نفس عمیقش و باز صدای این زن خوش قد ...
رمان دیوانه ترین عاشق این شهر از سهیلا محبوب
رمان دیوانه ترین عاشق این شهر از سهیلا محبوب :همینک در سایت رمان ما دنبال کنید داستان نزدگی، نیهاد مردی که از زندگی بریده و فقط به فکر انتقامه،انتقام از همه اونایی که بهش خیانت کردن و زخم زدن، اون حتی بچه یکساله خودشو هم نمیخواد، پدر بزرگ نیهاد اونو مجبور به ازدواج با نازان میکنه، دختری که میتونه هم مادر خوبی برای سامین و هم همسر خوبی برای نیهاد باشه ولی …
خلاصه رمان دیوانه ترین عاشق این شهر
زیر لب غر میزدم و بهش فحش می دادم … نازان: مرتیکه وحشی ببین ...
رمان زاده نور از الهه آتش
رمان زاده نور از الهه آتش :پدر خورشید ، کارگر کارخونه امیرعلی کیان آراست. اما طی یک حادثه ای ضرر چند میلیاردی به کارخونه می زنه. امیرعلی ادعای خسارت می کنه، پدر خورشید قادر به پرداخت نیست و امیرعلی که مرد 33 ساله و متاهلی هست، شرط می زاره، پدر خورشید باید خسارت و پرداخت کنه و در صورت قادر نبودن در پرداخت خسارت، یا باید به زندان بره و یا دختر 20 سالش و به عقدش در بیاره…
خلاصه رمان زاده نور
دو روز گذشت و آقا رسول تسلیم شده حتی دیگر پایش را هم از ...
رمان ارباب شاهین از فاطمه غلامی
رمان ارباب شاهین از فاطمه غلامی :دختری به نام نازگل که باپدرش توی روستا زندگی میکنه که اون روستا
یه ارباب پیروخشن داره که هیچکس اجازه سرپیچی کردن از دستوراتشو نداره…….
نازگل فقط ۱۵سالشه ولی پا به پای پدرش روی زمین کار میکنه…….
ولی روزگار باهاشون کنار نمیاد همش بدشانسی و بدشانسی پدرش
نمیتونه مالیاتشو بده،از پسش برنمیاد و ارباب قبول نمیکنه که یکم بهشون فرصت بده……….
منتظر بودم تا مثل همیشه وارد کلاس بشه و بهش خیره بشم
توے فڪر بودم و داشتم به در کلاس نگا میڪردم ڪه واردشد
سرجام نشستم ڪه استادم وارد شد
پوفی ڪشیدم و نگاهمو ازش گرفتم
اصلا ...
رمان عاشقی خاص من و تو از فاطمه غلامی
رمان عاشقی خاص من و تو از فاطمه غلامی :با تعجب گفتم شما من و میشناسین؟…. زنه آره حالا بگو سینا کجاست؟ اخمی بین ابروهام نشست و گفتم نگفتی کی هستی…؟ زنه زنشم حالا هم برو کنار میخوام برم ببینمش با شک بیشتری بهش نگا کردم و خواستم چیزی بگم که من…و پس زد عاشقی خاص من و تو از اتاق زد بیرون گفت زنشه…
یا خدا این کی زن گرفت دنبالش رفتم که دیدم داره میره سمت اتاق عمو …. منم جلوشو نگرفتم تا خودش بره و ببینه همین که پشت شیشه وایساد ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.