رمان بانکدار هر دو جلد از پنلوپه اسکای
رمان بانکدار هر دو جلد از پنلوپه اسکای :اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگراینکه باخواستهشون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین مرد ایتالیا. کِیتو مارینو. مردی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی توسکانی کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین مرد کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین غیرممکنه که بتونم تنهایی اونو از پا دربیارم.اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم. اینکه به دل کیتو راه پیدا کنم… و اونجا بمونم!
خلاصه رمان : بانکدار
سیانا؛ از مادربزرگم یه خونه کوچیک خارج از فلورانس ...
رمان گناه دلم جلد اول از راحله
رمان گناه دلم جلد اول از راحله :طنازو طنین دو خواهر دوقلو هستن. طناز بی نهایت عاشق پسر عموش مهرابه، ولی مهراب طنین رو انتخاب میکنه و باهاش ازدواج میکنه و عشق طناز رو یه سخره میگیره. این کارش باعث میشه وجود طناز پر بشه از خشم و حسادت و کاری کنه تا مهراب و به سمت خودش بکشه و عاشق خودش کنه حتی به قیمت فروپاشی زندگی خواهرش و…
خلاصه رمان گناه دلم
وقتی رسیدم از ماشین عروس خبری نبود و این یعنی هنوز نیومدن _دختر کجا موندی پس؟؟ _مامان تو که دیدی طنین به ...
رمان احساس خاموش از راحله
جلد دوم رمان گناه دلم
رمان احساس خاموش از راحله :من مهیارم، پسری که با فهمیدن حقایقی تو گذشته، تبدیل شد به مردی مغرور و سنگدل. کسی که به هیچ کس رحم نمی کنه حتی دختری که عاشقشه! و چه بهتر اون دختر بشه وسیله ای برای خاموش کردن آتش درونم…
نسخه ای از خلاصه رمان احساس خاموش
بوسه ای به قاب عکس سه نفرمون میزنم و با نوک انگشتم قطره اشک مزاحم رو میگیرم . کاش بودین تا انقدر احساس تنهایی نکنم. آهی میکشم و خیره میشم به لبخند جذابشون. با تقه ای که به در میخوره سربلند ...
زن قلب خانه است از میم سین :من زیادی قدیمی و چیپ فکر می کردم! مامانم، ولی می گفت:
«بچم نجیبه»؛ مامانش می گفت «عروسم اصیله»؛ مینا می گفت «خاک بر سرت اُمُل!»؛ پیمان می گفت «زن نجیب قلب خونه است!».
مطالعه بیشتر:رمان انگور نارس از پگاه مرادی
رمان انگور نارس از پگاه مرادی
رمان انگور نارس از پگاه مرادی :مهراز، با عماد برادرزاده اش و زن برادرش زندگی میکند، زن برادرش توانایی حرکت کردنش را بعد از تصادفی که منجر به مرگ همسرش شده از دست داده، مهراز نون آور خانوادست. با دوستی عماد با آرمان، پسره ثروتمند مدرسه، زندگی این خانواده زیر و رو میشود …
خلاصه رمان انگور نارس
هن هن کنان کلید را از جیب بیرون آورد و در قفل در چرخاند نیامده صدایش را ته حلقش فرستاد: عمه؟ عمه؟ من اومدم. مهراز درحال خواندن تشهدو سلام بود عماد کفشهایش را به هر سو پرت کرد و ...
رمان هکر از فاطمه یوسفی
رمان هکر از فاطمه یوسفی :مشتاق بازیگر سرشناسی که پس از سالها به ایران بازگشته تا دوباره نامش را بر سر زبان ها بیندازد، غافل از اینکه اینبار دست سرنوشت خوابهای دیگری برایش دیده؛ با ورود شخص مرموزی به زندگیاش تمام معادلاتش بهم میریزد و اعتبار و آبرویش به بازی گرفته میشود… اما او کیست؟! چه میخواهد؟! چه رازی در زندگی گذشته دلارا نهفته است؟!
چکیده ای از رمان هکر :
آدمیزاد با هر رفتن، با هر نبودن، با طولانی شدن فاصله ها دلتنگ می شود….
گریه می کند آشفتگی و پریشانی را در پیش می گیرد،
فکر می کند ...
رمان گنبد مینا از طیبه نور بخش
رمان گنبد مینا از طیبه نور بخش :برای اولین بار از وبسایت رمان بوک / پریسا، بسیار اهل مطالعه و خیالبافیست و هیچ تصمیم روشنی برای آینده اش ندارد، در اوقات فراغتش در شرکت برادرش مشغول به کار می شود جهت کمک رسانی، فرهاد یکی از کارمندان شرکت که بسیار دقیق و ماهر هم می باشد، بر حسب اتفاق با پریسا آشنا و به او پیشنهاد ازدواج می دهد، بعد از مدتی عقد به این نتیجه می رسد که نمیتواند با شوهرش زندگی کند و در یک مرکز توانبخشی مشغول به کار می شود ...
رمان پیله تنیدم به سکوت از هانیه وطن خواه
رمان پیله تنیدم به سکوت از هانیه وطن خواه :پروانه مادرش سر زایمانش فوت کرده و پدرش که عاشق مادرش بوده پروانه را مقصر مرگ مادر میداند! به همین دلیل هم زندگی سختیُ برای او فراهم میکند و مانع دیدار خانواده مادری پروانه با او میشود، پدر پروانه که معتاد شده در خانهی مشیریها خدمتکار است و پروانه ۱۶ ساله را هم با خود برای کار همراه میکند تا زمانی که پدرش سر او با خانواده مشیریها معامله میکند معاملهای که روح پروانه را نابود میکند و در نهایت مشیریها پروانه را ...
رمان فریب از Whitney G
رمان فریب از Whitney G :نیویورک جایی جز یه شهر بزرگ با ساختمان های بزرگ و
قدیمی نیست.
جایی که همه ی آدم های شکست خورده مجبورن که آرزوها
و رویاهای نافرجامشون رو رها کنن.
اون چراغ های بزرگ و باشکوه در سرتاسر شهر، سال ها
قبل زرق و برق خودشون رو از دست دادن و اون حس شادابی و امیدواری مردم این شهر خیلی وقته که از بین
رفته…
هر کدوم از دوست های قدیمی من الآن تبدیل به دشمنم شدن و
کلمه ی اعتماد دیگه تو فرهنگ لغت من جایی نداره.
اسم و شهرت من به لطف مطبوعات، لکه دار شده و بعد ...
رمان شاهزاده وحشی از مگان مارچ
جلد اول از مجموعه شاهزاده وحشی
رمان شاهزاده وحشی از مگان مارچ :من هرکاری بخوام رو انجام میدم و هرکسی و بخوام بدست میارم. از قوانین هیچکس پیروی نمیکنم، حتی قوانین خودم. میدونستم نباید لمسش کنم، اما این جلومو نگرفت. برای دومین بار هم جلومو نگرفت.
فقط باعث شد برای سومین بار مشتاق تر شم. سبک زندگیم با وحشی بودنم سازگاره، ولی اون اینطور نیس. اما تمپرنس رنسوم جدیدترین اعتیادمه و فعلا حاضر نیستم ولش کنم .اون رو به راه خودم میکشونم، حتی اگه بدین معنا باشه که اونو به تاریکی بکشونم. فقط امیدوارم که اینکار باعث ...
رمان پرنسس آهنی از مگان مارچ
جلد دوم از مجموعه وحشی
رمان پرنسس آهنی از مگان مارچ :شخصیت اصلی داستان پادشاه خیابان وال استریته و هیچ کس رو حرفش حرف نمیزنه ولی ایشون توی خونه یه دختر آتیش پاره داره که به حرف های پدرش گوش نمیکنه و میخواد برای پدرش دوست دختر پیدا کنه و چه کسی بهتر از هارپر جین. اون یک رازه. یک معما! هویت اون یک راز دفن شده زیر لایه هایی از فریبه. اعتیادی که قادر به ترکش نیستم.جاذبه ای که نمیتونم باهاش بجنگم. و بعد فهمیدم دقیقا اون کیه…
خلاصه رمان : پرنسس آهنی
کین، پانزده سال قبل؛ شرایط ...
رمان خاندان سلطنتی رذل از مگان مارچ
جلدسوم از مجموعه وحشی
رمان خاندان سلطنتی رذل از مگان مارچ :داستان درمورد تمپرنس، زنی است که در یک کلاب با غریبه ای آشنا میشود و روحش هم خبر ندارد آن غریبه در واقعیت آدمکشی بیرحم است. وقتی صدای کین در انبار اکو شد آجر تیزی پشت تیشرتمو شکاف داد قبل از اینکه بفهمم چی گفت بهم نزدیکتر شد. نه فقط حرفاش… اعترافشه که قدرتش از یه بمب اتمی هم بیشتره. اعترافش منو نشونه گرفت، تمام خشم و غمی که از روزی که فهمیدم اون دوتا مردن منو احاطه کرده بود، رو از بین برد.
کین ...
رمان همخونه استاد از ناشناس
رمان همخونه استاد از ناشناس :داستانمون درباره یه پسر کاملا مذهبیه که اسمش امیر حافظ و یه دختر به اسم ترمه که بی بند و بار و دختره آزادی هست
زندگی این دوتا شخصیت داستان مقابل هم قرار میگیره و امیرحافظ و ترمه به عقد صوری هم درمیان و
همخونه ی همدیگه میشن که کلی داستان بینشون پیش میاد که خوندنشو از دست ندین..
بخشی از رمان
بروبابایی گفتم و از کنارش گذشتم اینجا چیزی هم برای خوردن پیدا میشد؟؟ به اشپز خونه که رفتم توی یخچال چیزی درست و حسابی نبود.
روی صندلی نشستم و بی حال سرم و روی ...
رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه
رمان سر دلم را به سر دارت آویخته ام از هانیه وطن خواه :کمند حشم، در خاندان حشمتها بخاطر ننگی ناخواسته که خودش دخالتی در آن نداشته جایگاهی ندارد! او از دانشگاه انصراف میدهد ولی در زمینه شغلی با تلاش بسیار به یک ثبات میرسد کمند
در خانواده تنها با دخترعمویش رومینا ارتباط نزدیکی دارد، طوری که حاضر است برای رومینا از خودش هم بگذرد! نامزدی رومینا با پسر (میران ها) بخاطر اتفاقی بهم میخورد و دو خانواده به دشمنان هم تبدیل میشوند و در این بین کمند برای ...
رمان اصیل زاده مغرور از هادس
رمان اصیل زاده مغرور از هادس :اریس یه الفای مغرور که فکر میکنه همه امگا ها اشغالای اند که دنبال پول و قیافه و شهرتش اند... حالا چی میشه اگه پدرش شرط بزاره که اگه شرکتش و ارث رو میخواد باید ازدواج میکنه؟؟؟ چی میشه اگه از شهر بیرونش کنه برای پیدا کردن یه جفت؟ و حالا از این طرف ما جفت حقیقی اش رو داریم که با تمام توان داره هویتش مخفی میکنه...
مطالعه بیشتر:رمان هرنگ از فروزان امانی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.