رمان هرنگ از فروزان امانی
رمان هرنگ از فروزان امانی :قلبم از درد تیری کشید . از تصور اینکه چه چیزایی بینشون بوده دلم می خواست بمیرم . انتظار نداشتم که بدون هیچی بوده باشه ولی انتظار این را هم نداشتم که تا این حد پیش بره دختر ازش حامله بشه . قبول کردن همچین موضوعی به سختی این بود که قبول بکنی یکی چاقو را توی قلبت فرو بکنه .
قسمتی از متن رمان هرنگ
و بچه ای که تازه تو شکم ماهرو شکل گرفته بود از دنیا رفتند. وای که اون سال چه سال نحصی بود. بدترین سال زندگی و بدترین ...
رمان من و روزهای بی تو بودن از کیوان عزیزی
رمان من و روزهای بی تو بودن از کیوان عزیزی :زیر تیغ آفتاب سوزان مرداد ماه، درد و دل کنان راه چشمه را در پیش گرفتند، یانار بخاطر سپیدار اندوهناک و غمگین بود برای آنکه بیش ازاین خود خوری نکند، رو به سپیدار گفت: کاریه که شده باید حواست رو تو اون عمارت نفرین شده جمع کنی، به هیچ کس اعتماد نکن سالارخان هر چی نباشه دیگه شوهرته و باید فقط به اون اعتماد داشته باشی، دم پرِ، گل بانو خانم هم نباش اینطور که شنیدم خیلی خطرناکه …
خلاصه رمان من و ...
رمان بهار آسیه علی کرم
رمان بهار آسیه علی کرم :بهار، دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی بین دو برادر قرار میگیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی که به دلش راه پیدا میکنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش میشه. مردی که یه مشکل روانی داره. مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی میکنه تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمیده هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش!!
خلاصه رمان بهار
با حرکت ماشین حس تکون خوردن تو گهواره رو داشتم. افتادنش تو دست انداز باعث درد تو کمرم ...
رمان بوسه گاه غم از عاطفه مرادی
رمان بوسه گاه غم از عاطفه مرادی :حاج خسرو بعد از بیوه شدن عروس زیبا و جوانش، به فکر ازدواج مجددش میفتد و با خواستگاریِ آقای مطهری، یکی از بزرگترین باغ دارهای دماوند به فکر عملی کردن تصمیمش میفتد که ساواش، برادرشوهر شهرزاد، به شهرزاد یک پیشنهاد میدهد، پیشنهادی که تنها از یک عشق قدیمی و سوزان نشأت میگیرد …
خلاصه رمان بوسه گاه غم
دکمه های پیراهن مشکی اش را می بندد و از اتاق خارج میشود. وارد آشپزخانه میشود و متوجهی صدای نگران ارغوان میشود. -شهرزاد حالت خوب نیست پاشو بریم دکتر. شهرزاد سرش ...
رمان سیب دندان زده از شفقه مشعوقی
رمان سیب دندان زده از شفقه مشعوقی :دختری به بکری سیب سرخ حوا به پاکی اب زمزم وبه زیبایی خورشید پسری از تبار گرگ که برای انتقام، از خورشید وپسر عمویش استفاده میکند…
تا آبروی خاندان درخشان را بریزد… ازدواجی از سر اجبار… برای جمع این آبرو ریزی و عشقی که جرقه میزند با وجود زن دوم…
و چه چیزی در انتظار این سیبی بکری است که دندان زده شده است …
بخشی از رمان
پر تردید لب به سوال گشودم: چرا نمیذاشتی این سه سال رو بیام خونه؟ نفس عمیقش و باز صدای این زن خوش قد ...
رمان دیوانه ترین عاشق این شهر از سهیلا محبوب
رمان دیوانه ترین عاشق این شهر از سهیلا محبوب :همینک در سایت رمان ما دنبال کنید داستان نزدگی، نیهاد مردی که از زندگی بریده و فقط به فکر انتقامه،انتقام از همه اونایی که بهش خیانت کردن و زخم زدن، اون حتی بچه یکساله خودشو هم نمیخواد، پدر بزرگ نیهاد اونو مجبور به ازدواج با نازان میکنه، دختری که میتونه هم مادر خوبی برای سامین و هم همسر خوبی برای نیهاد باشه ولی …
خلاصه رمان دیوانه ترین عاشق این شهر
زیر لب غر میزدم و بهش فحش می دادم … نازان: مرتیکه وحشی ببین ...
رمان زاده نور از الهه آتش
رمان زاده نور از الهه آتش :پدر خورشید ، کارگر کارخونه امیرعلی کیان آراست. اما طی یک حادثه ای ضرر چند میلیاردی به کارخونه می زنه. امیرعلی ادعای خسارت می کنه، پدر خورشید قادر به پرداخت نیست و امیرعلی که مرد 33 ساله و متاهلی هست، شرط می زاره، پدر خورشید باید خسارت و پرداخت کنه و در صورت قادر نبودن در پرداخت خسارت، یا باید به زندان بره و یا دختر 20 سالش و به عقدش در بیاره…
خلاصه رمان زاده نور
دو روز گذشت و آقا رسول تسلیم شده حتی دیگر پایش را هم از ...
رمان ارباب شاهین از فاطمه غلامی
رمان ارباب شاهین از فاطمه غلامی :دختری به نام نازگل که باپدرش توی روستا زندگی میکنه که اون روستا
یه ارباب پیروخشن داره که هیچکس اجازه سرپیچی کردن از دستوراتشو نداره…….
نازگل فقط ۱۵سالشه ولی پا به پای پدرش روی زمین کار میکنه…….
ولی روزگار باهاشون کنار نمیاد همش بدشانسی و بدشانسی پدرش
نمیتونه مالیاتشو بده،از پسش برنمیاد و ارباب قبول نمیکنه که یکم بهشون فرصت بده……….
منتظر بودم تا مثل همیشه وارد کلاس بشه و بهش خیره بشم
توے فڪر بودم و داشتم به در کلاس نگا میڪردم ڪه واردشد
سرجام نشستم ڪه استادم وارد شد
پوفی ڪشیدم و نگاهمو ازش گرفتم
اصلا ...
رمان عاشقی خاص من و تو از فاطمه غلامی
رمان عاشقی خاص من و تو از فاطمه غلامی :با تعجب گفتم شما من و میشناسین؟…. زنه آره حالا بگو سینا کجاست؟ اخمی بین ابروهام نشست و گفتم نگفتی کی هستی…؟ زنه زنشم حالا هم برو کنار میخوام برم ببینمش با شک بیشتری بهش نگا کردم و خواستم چیزی بگم که من…و پس زد عاشقی خاص من و تو از اتاق زد بیرون گفت زنشه…
یا خدا این کی زن گرفت دنبالش رفتم که دیدم داره میره سمت اتاق عمو …. منم جلوشو نگرفتم تا خودش بره و ببینه همین که پشت شیشه وایساد ...
رمان سرآغاز وارونگی از شیرین نورنژاد
رمان سرآغاز وارونگی از شیرین نورنژاد :سوپرایز جدید این لحظه داستان دختری است که دلش تغییر میخواد، تغییری دلچسب، اونطور که آرزوشه، اما این اصلا ساده نیست، پس باید جور دیگه ای آغاز بشه …
خلاصه رمان سرآغاز وارونگی
نگاهم روی صحنه ی روبروم خشک میشه … انگار تمام تنم به یکباره خشک میشه و روح از تنم جدا … میشه پلک نمیزنم … نفس نمیکشم … حرکتی نمیکنم … من ایستاده نگاهشون میکنم و از دورن فرو میریزم … اینبار بدتر از همیشه … حقارت آمیزتر از همیشه … بدبخت تر و مفلوک تر و خسته ...
رمان آناکوندا از مهدیه صابریان
رمان آناکوندا از مهدیه صابریان :هرمان پسری مبتلا به یک اختلال نادر، اختلالی خطرناک وترسناک که خودش از این موضوع بیخبره، پسری بیبند و بار و به فکر عیاشی و پول در آوردن از راه خلاف و مردم گریز، با قتل ناگهانی پدرش و شروع تلفنهای ناشناس و رو شدن حقایقی که درکی ازشون نداره تازه اون به هیولای درونش تبدیل میشه هیولای ترسناکی که نه تنها افراد دور و برش بلکه خودش هم نمیتونه کنترلش کنه، که پویا و آوا رو درگیر پروندهای سخت و زندگی همراز رو دگرگون میکنه، حالا این افراد چه ارتباطی ...
رمان رسوایی تلخ و شیرین از مهین عبدی
رمان رسوایی تلخ و شیرین از مهین عبدی :خاطره هایت مصمم تر از قول هایت بودند، برای ماندن کنار من، قول هایت خیلی زود خسته شدند و چمدان شان را بستند، اما خاطره هایت مدت هاست روزها و شبها همدم تنهایی ام شدند، قولها بی وفا بودند، اما خاطره ها عجیب وفادار …
خلاصه رمان رسوایی تلخ و شیرین
زور بزن دختر جون! زور بزن بذار بچه راحت دنیا بیاد! کم مونده … زور می زند و لبهای خشکیده و ترک خورده اش بیشتر بهم می چسبند. نایی ندارد و دیگر قوتی برایش باقی نمانده! ...
رمان مغرور کت و شلواری از پنلوپه وارد
رمان مغرور کت و شلواری از پنلوپه وارد :اون روز مثل هر روز دیگهای توی مترو شروع شد، تا اینکه من مجذوب مردی که اون سمت راهرو نشسته بود شدم. اونطوری برسرکسی که پشت تلفن بود داد میزد، انگار حاکم جهان بود. اون مغرور کت و شلواری فکر میکرد کیه… فرمانروا؟ واقعتیش، شبیهاش بود…. موقع پیاده شدن، موبایلش رو جاگذاشت و من اون رو برداشتم. چند روز موبایل اون مرد مرموز رو نگه داشتم، بین عکسهاش چرخیدم و به چندتایی از شمارههاش زنگ زدم، تا اینکه بالاخره شهامتش رو پیدا کردم تا اون ...
رمان آفاق از مریم بانو
رمان آفاق از مریم بانو :منصور پسر حاج عماد زنده دل خیر معروف که حالا بعد از فوت پدرش دنباله ی کار او را در دست گرفته با مادر مریض که تمام وقت باید کنارش باشد که دست روزگار آفاق را که بیگناه به زندان افتاده سر راهش قرار میدهد تا باعث آزادی او باشد و …
خلاصه رمان : آفاق
بیرون از زندان حال و هوی دیگری داشت. دست هایش را از هم باز کرد، یک نفس عمیق گرفت و به شکل ممتد پس فرستاد. هوا کمی سرد بود و لباس تنش کم. به خودش لرزید، شانه ...
رمان از هیچ تا بینهایت از منیره کاظمی
رمان از هیچ تا بینهایت از منیره کاظمی :از هیچ تا بی نهایت روایتگر داستان زندگی دخترانیست در سایه تعصبات دینی، مذهبی. تعصباتی که سایه افکنده بر داستان های عاشقانه دفن شده در لایه های تاریخ، داستان زندگی خزری که با گذشته ای متفاوت از هم نوعانش پا به دانشگاه میگذارد و با پسری به اسم شاپور آشنا میشود… این آشنایی مقدمه پس لرزه های میشود که در نهایت زلزله ای عظیم در زندگی شان ایجاد میکند…
خلاصه رمان از هیچ تا بینهایت
-جوجه موجه ها بیدار شن، کلفتا میخوان بخوابن! صدایش میان رفت و ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.