رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید از سامان شکیبا
رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید از سامان شکیبا :لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده، او به صورت مخفیانه با فردی به نام اهورا رابطه دارد، اما هر چی میگذرد بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش میشود، تصمیم میگیرد این رابطه را تمام کند، اما با واکنش عجیب اهورا مواجه میشود، لوا با دردسر های بزرگی مواجه میشود که در این مسیر تنها کسی که حاضر به کمکش شد پسر عمویش بود، پسری که در کل خانواده، بدنام است و همه او را از خانواده طرد کردهاند ...
رمان شیطان عاشق میشود طناز رادمنش
رمان شیطان عاشق میشود طناز رادمنش :داروین، پسری است که خانواده اش او را قبول ندارند، اما یک شب در مهمانی عمارت بزرگی، در سن 15 سالگی با خوردن لیوان آبی سرنوشت او تغییر می کند، صبح خود را در میبیند و او را از خانه ترد می کنند، او اکنون به یکی از تاجران بزرگ ایران تبدیل شده، شیطان، شیطانی که عاشق میشه، عاشق دختری که به زور پدرش با پسر عمویش ازدواج می کند داروین از جلوی آرایشگاه دختر داستان را می دزدن…
قسمتی از متن رمان شیطان عاشق میشود
چشمام از چشمای به اشک ...
رمان آوای درنا از زینب ایلخانی
رمان آوای درنا از زینب ایلخانی :نورا که برعکس بقیه دخترها ماماتی است و وابستگی زیادی به مادرش دارد بخاطر ازدواج مجدد پدرش شاهد غصه های فروان مادرش می باشد، حالا او به عشق تمام دوران زندگیش (دیار) اعتراف می کند و با وجودی که میداند او رازی در زندگیش دارد و آدم مرموزی است ولی وارد زندگی دیار میشود و …
خلاصه رمان:
خوب یادمه اون شب یه صندلی دور از جوونترها گوشه باغ واسه خودم پيدا كردم و نشستم. نگاهم رو دوخته بودم به پنجره اتاق نعيما و مطمئن بودم اونم یواشكی از گوشه پرده ...
رمان ماهرو از الهام جنت
رمان ماهرو از الهام جنت : موج روی موج ،سرکشی خلیج را به تن ساحل می کشاند وتن کرخت شده ام را میان خروش مرگبارش به هم می کوبید….
و صدای ناله ی نی انبان ،شب را بی رحمانه به درازا می کشاند و من… ومن همانجا رها شده درمیان یک خلسه ی سیاه، هزار بار مُردم…
هزار بار به پایان رسیدم وزیر سایه سهمگین مرگ به انتها رسیدم..
مسیر رفتنت هنوز هم نمناک است،
و باران بی وقفه نبودنت را می بارد،
بازگرد ای محالترین خیال خسته ی من…
خلاصه رمان :
دکتر کیان اعتماد، استاد جوان و سرشناس ادبیاتیست که قصه عشقش ...
رمان آدمکش از هاله بخت یار
رمان آدمکش از هاله بخت یار :ساینا فتاح، بعد از مرگ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانهی خارج درس خوندن از خونه بیرون می زنه و تبدیل میشه به یکی از مواد فروشهای لات تهران، دختری که شب هاش رو تو خونه تیمی صبح می کنه تا بالاخره رد قاتل رو میزنه، سورن سلطانی، مرد جوان و بانفوذی که ساینا قصد داره عاشقش کنه و بعد اون رو بکشش …
خلاصه رمان :
آنقدری در این چند وقت تمرین کرده بود که می دانست محال است معذب بودنش با آن لباس ها را ...
رمان به سادگی مجنون از اسما چنگایی
رمان به سادگی مجنون از اسما چنگایی : رمان سرگذشت دختری روستایی به اسم تیام که عاشق پسر همسایه اشون، بهرود میشه…
یه عشق دو طرفهی شیرین که با به قتل رسیدن عموی بهرود به دست پدر تیام دستخوش چالش و انجام رسم خون بس میشه…
مقداری از متن رمان :
لبهای داغش را پر حرارت بر پیشانیاش چسباند و محکم، طولانی و پر حرارت بوسید. روح و تنش دیوانه وار او را میخواست.
بیآنکه لبهایش را از پیشانی داغ تیام جدا کند، زمزمه کرد.
– بزار هرکی هرچی میخواد بگه؛ مهم منم که دلم از دلت کنده نمیشه. ...
رمان دلبر وحشی و هوس عاشقی از طاهره خطائی
رمان دلبر وحشی و هوس عاشقی از طاهره خطائی :مژگان بخاطر یک لجبازی بچگانه خیال میکنه عشق بچگیشو از دست داده و سرکش میشه. وقتی میفهمه عشقش زندس ک عمر رسیدنشون کوتاهه و دوباره راه جدایی جداشون میکنه، تا دست روزگار دوباره بهم وصلشون میکنه، یه وصل کوتاه و باز جدایی ابدی. اما دخترسرکش ما یه عاشق دلخسته داره که بهش میگه دلبر وحشی. عاشقی که برای رسیدن دلبرش به عشقش از خودش میگذره تا بتونه دوباره بدستش بیاره و خیلی ماجراهای دیگه…
خلاصه رمان :
“مژگان”غزال با عجله در رو باز کرد و ...
رمان رز خاکستری از فاطمه زهرا ربیعی
رمان رز خاکستری از فاطمه زهرا ربیعی :فردین دل میشکند و آه آن دلِ شکسته جوری دامن احساسش را میگیرد که لحظه به لحظهاش درد میشود و
خواب با هزار قرص خوابآور رخت بر میبندد از چشمانش و تمام خواستنهایش خلاصه میشود در همان دلِ شکسته.
اما انگار جوری آن دل را زیر پاهایش له کرده که صدای فریاد بیصدایش به گوش خدا هم رسیده.
و حال خدا قصد تقاص گرفتن میکند.
کلید را در قفل چرخاند و وارد شد. صدای بسته شدن در پشت سرش نیامد و مگر مهم بود؟
کتش را روی اپن پرت کرد و به ...
رمان کلاکت (دو جلد کامل) از سرو روحی
رمان کلاکت (دو جلد کامل) از سرو روحی :آهو کوله ی جینش را روی دوش انداخت و کنار گلناز ایستاد ، با سر و صدایی از خیابان راستین اوفی کرد و گفت فکر کنم گیرش انداختن ! گلناز متعجب پرسید کیو؟ساسان سینی لیوانهای کاغذی چای را روی میز چوبی گذاشت و در حالی که کرکره را بالا میکشید متعجب رو به راستین گفت ماشین روشنه؟ یعنی …
مقداری از متن رمان :
به روشنم گفتی ؟ راستین دست به کمر ایستاده بود و متفکر به بخار چای ها نگاه میکرد . گلناز با هیجان جلو آمد ...
رمان رثا از زهرا ارجمندنیا و دریا دلنواز
رمان رثا از زهرا ارجمندنیا و دریا دلنواز :امیرعباس سلطانی، یک کارگاه کوچک شمع سازی را اداره می پکند، پسری که گذشته اش پر از نقطه های تاریک و دردناک است، بخش هایی از وجودش گرفتار سیاهی غمی بزرگ است، نقطهی مقابل او، پروانه حقی، دختری محجبه و معتقد جسور و محکم وجود دارد، که بدون اعتناء به نظرات دیگران برای ادامه تحصیل در رشته تربیت بدنی راهی تهران منزل عمهی خود میشود و تا مقطع دکترا پیش میرود، بین او و امیرعباس، رازی بزرگ وجود دارد، رازی که به گذشته، به یک ...
رمان قند سیاه آذر یوسفی
رمان قند سیاه آذر یوسفی :یزدان کیانی، مرد مقتدر و مرموزیه که به دنبال پیدا کردن قانل همسرش است، کسی که به عنوان مقتول دستگیر شده، پسر عمویش می باشد، اما یزدان خوب می داند پسر عمویش قاتل نیست و برای همین به دنبال پیدا کردن قاتل اصلی می افتد، سروین پایدار، دختر جسور و باهوشی است
که به تازگی با پسر عموی یزدان نامزد کرده و حالا با زندان افتادن علی، با یزدان همدست می شود تا قاتل اصلی را پیدا کنند و علی را نجات دهند، در پی معماهای حل نشدنی قتل همسر یزدان، سروین ...
رمان دارچین از ریحانه کیامری
رمان دارچین از ریحانه کیامری :ارباب اصلان، صاحب عمارت اربابیه، یه مرد مغرور و خود ساخته که وقتی عصبی میشه کسی جرأت نزدیک شدن بهشو نداره الا یک نفر! یه دختر خدمتکار آروم و مهربون که براش چای دارچین میبره و آرومش میکنه.
ارباب وارث میخواد ولی زنش که خیلی هم فیس و افاده داره راضی نمیشه بچه دار بشن. اینجاست که خورشید چشم ارباب اصلان رو میگیره! دختر خدمتکار وارث ارباب و حامله میشه....
مطالعه بیشتر:رمان ارتیاب از بهار اسد پور
رمان ارتیاب از بهار اسد پور
رمان ارتیاب از بهار اسد پور :تافته ادیب، دانشجوی پزشکیست که به تهمت نامزدش از خانواده طرد شده و مجبور به جدایی میشود! اتفاقاتی باعث می شوند هم خانهی دکتر سهندِ نریمان میشود، سهند دشمن قسم خوردهی خاندان ادیب است و تافته بیخبر از همه جا! همهچیز خوب است تا اینکه نامزد سابق تافته این همخانگی را کشف کرده و …
خلاصه رمان ارتیاب
در را باز کرده و خودم را پرت می کنم داخل واحد، در را که می خواهم ببندم دستی مانع میشود و بی حواس در را میکوبم و پله ها را دو تا ...
رمان خون برای نفس از zk
رمان خون برای نفس از zk :رمان خون برای نفس به نویسندگی zk روایتی فانتزی، از زندگی دختری به اسم دلربا است که صمیمیترین دوستش به بهانهی تفریح، او را به جنگلی پر از موجودات غریبه میبرد.
آنجا برادر خوناشامش هم هست که اتفاقی دلربا و کوروش باهم برخورد میکنند و به مرور کوروش میفهمد که دلربا جفت خونیاش است.
رمان خون برای نفس به نویسندگی zk رمان فانتزی تخیلی با قلم قوی است و در لیست پیشنهادیها قرار میگیرد.
مقدمه رمان خون برای نفس :
تمامی اتفاقات، حوادث، اسامی، شغل ها بر اساس تصورات و تخیلات نویسنده میباشد و اشاره ...
رمان آنتیک از عادله حسینی
رمان آنتیک از عادله حسینی :برکه، خانواده اش را در تصادف از دست میدهد و قرار میشود با عموی خود زندگی کند، در همان حین بنیامین پسر پر رمز و راز برای بدست آوردن دل برکه تمام بدهی خانوادهی او را میدهد، یک روز برکه بعد از برگشت به منزل متوجه میشود که باغچه را کنده اند و استخوان های یک جسد هم آنجاست و …
خلاصه رمان آنتیک
نمای سیمانی خانه را با دلتنگی نگاه میکند. به بنیامین گفته بود این خانه حالا برای کسی دیگر است حتی نمای آن گفته بود به اندازهی کافی تمام شانزده ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.