رمان گلاویژ از شبنم کرمی
رمان گلاویژ از شبنم کرمی :محسن پسر ناپدری گلاویژ به او علاقمند است و برای راضی شدن او به ازدواج با خودش دست به هر اقدامی میزند، که چهارسال کابوس را برای گلاویژ بهمراه دارد، ولی گلاویژ راضی نمیشود و اکنون که گلاویژ با عماد نامزد کردند محسن برای انتقام شکستی که خورده عکسهایی از گلاویژ به عماد نشان میدهد که …
خلاصه رمان گلاویژ
من موندم و خانواده ای که خانواده ی من نبودن! برزو پیرتر شده بود و محسن هم بزرگ شده بود! از همون بچگی با من لج بود.. همیشه عذابم میداد و روزایی که ...
رمان ارباب بی برده از فرناز احمدلی
رمان ارباب بی برده از فرناز احمدلی :هانا دانشجوی پزشکیه و واسه پایان نامش باید یک سال توی یه روستا به عنوان دکتر کار کنه
روستایی که توسط ارباب آدان مردی که همه
ازش می ترسن و حساب می برن اداره میشه
مردی خشن و ترسناک که عقایدش کاملا با هانای ما فرق می کنه........
همه چیز با گیر کردنشون تو کلبه چوبی تغییر می کنه صیغه ای که بینشون خونده میشه زندگی هانارو زیرو رو می کنه........
مطالعه بیشتر:رمان تابوشکن از فاطمه قیامی
رمان تابوشکن از فاطمه قیامی :پرند دخترک لوند و زیبایی که لیلا وار دل به علیرضا داده به خاطر حفظ جون علیرضا از شر یاسر پسر دایی رذلش که از علیرضا کینه داره
و می خواد بهش ضربه بزنه – ناچار می شه از اون بگذره و درست سر سفره ی عقد همه چیز رو به هم بزنه و با دلی شکسته
از زندگی اون بیرون بره…سال ها بعد وقتی که علیرضا هیچ حسی به جز تنفر به پرند نداره ،
یک بار دیگه اون ها رو در روی هم قرار می گیرند ولی این بار حقیقت از زیر
خاکسترهای به جا مونده از ...
رمان قدیسه ی ناپاک از کوثر شاهینی فر
رمان قدیسه ی ناپاک از کوثر شاهینی فر :ساقی همسر دوم خان دهکده ای دور افتاده که به سنگسار محکومه… محکومه به خیانتی که یادش نمیاد و سردار… مردی که میخواد انتقام این خیانت رو بگیره و تا مرگ ساقی پیش میره! از طرفی برادر هووی ساقی اونو دوست داره و ساقی عاشق میشه… ما بین این دردسر های ریز و درشت …
خلاصه رمان قدیسه ی ناپاک
پرنده هم پر نمیزنه تو این کوچه عریض و این خونه رو به رویی که میگن یه زمانی خونهم بوده… جلوی این در عظیم الجثهی سیاه رنگ ...
رمان من سیندرلا نیستم از بانوی بارانی
رمان من سیندرلا نیستم از بانوی بارانی :
البرز پاکنهاد یه کارخونه داربزرگه،کسیکه کمترین توجهی به بقیه نداره! تا وقتی که یه دختر ریزهمیزه و معصوم نگاهشو معطوف خودش میکنه،همش از یه توجه کوچیک شروع میشه اما وقتی به خودش میاد کل دین و ایمونشو به اون دوتا چشم مظلوم باخته و…
خلاصه رمان من سیندرلا نیستم
ساعتی بود که از کانتینر کارگرها صدای خنده و پچ پچ نمی آمد. ماه کامل در آسمان می درخشید و صدای جغد از شاخه درختی در آن نزدیکی می آمد. از زیر درختچه ای که از صبح تبدیل به مخفیگاهم ...
زندگی دلناز از نادیا علی نژاد :دلناز دختری خودساخته، به پیشنهاد یکی از دوستانش برای پرستاری دختری از خانواده متمول، وارد عمارت این خاندان میشود. اما با ورود به عمارت، اتفاقات وحشتناک و مرموزی برای دلناز رقم میخورد...
مطالعه بیشتر:رمان دلبر جان
رمان دلبر حاجی
رمان دلبر حاجی :حاج سلیمِ پهلوی مردی که برای حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو با پول میخره و به صیغه پسرش درمیاره… با هم اتاقی شدن پریماهِ شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش سالهی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه، حاجسلیم با فهمیدن راز قدیمی که به پریماه وخونوادهش ختم میشه دستور میده که رابطشون باید واقعی بشه و با اینکار دین خودشو ادا کنه اما با حامله شدن پریماه و اومدن …
قسمتی از داستان دلبر حاجی :
کش و قوسی به بدنم دادم لبمو روی هم فشردم. کاش میشد خوابید ولی از شانس لعنتی ام؛ نمیتونستم ...
رمان ارغوان عاشقی استاد از هانا تاجیک
رمان ارغوان عاشقی استاد از هانا تاجیک :داستان درباره یه دختر که تو خانواده متوسطی بدنیا میاد همه چیز از اونجایی تغییر میکنه که پدر دختر قصه ما ورشکست میشه ومامانش میمیره و بعد از یه سری اتفاقات پدرش میمیره
و تنها میشه خیلی اتفاقی با یه نفرآشنا میشه که استاد دانشگاه شه و یه سری اتفاقهای داغ وجذاب میفته
و این دخترصیغه میشه استادی که مشکل جنسی داره....
مطالعه بیشتر:رمان ونوس پاپیون مارس از آتوسا ریگی
رمان ونوس پاپیون مارس از آتوسا ریگی
رمان ونوس پاپیون مارس از آتوسا ریگی :ترانه سالهاست از (رهان) همکلاسی و عشق سابق خود بیخبر است، اما هیجگاه خبر مرگش را باور نکرد و همیشه منتظر دو چشم با رنگهای، متفاوت بود، حالا بین دوستان زمزمه های از برگشت رهان میشنود، در حالیکه خود غرق در مشکلات خانوادگی و بدهی پدرش میباشد و …
خلاصه رمان ونوس پاپیون مارس
با یادآوری چشم های اشک آلود و زجه های خاله انسی، رعشه به تنم می افتد. چقدر آن روزها سخت گذشت. چقدر تلخ گذشت. تا مدت ها با کسی حرف نمی زدم. وعده های غذاییم ...
رمان همه ی من از زهرا زنده دلان
رمان همه ی من از زهرا زنده دلان :سعید پسر جذاب و پولداری ست که عاشق دلناز شده، دختری که خانواده ای پر از مشکل دارد و چرخ روزگار طوری می چرخد که پدر سعید قصد تجاوز به او را می کند و در آخر سعید می ماند و دختری که عاشقش است و بخاطر دفاع از خودش، پدرش را کشته …
خلاصه رمان همه ی من
خوابیده ی پشت چشمم رو بیدار می کنه و داغی بیش از حدشون صورتم رو می سوزونه.نگاه پر دردی به سمتم می ندازه و با صدای گرفته ای ...
رمان میراث از نگار ناز قندی
رمان میراث از نگار ناز قندی :دختر داغ دیده از مرگ عشقش با جنینی از وجودیت مردش. به سانی که حتی اجازه عزاداری را به او نمیدهند مجبور است سر خم کند در مقابل رسومات خانواده پیرو حرف ریش سفید ایل تبارش به عقد برادر شوهر سردو خشکی در بیاید که در زندگی از تنها کسی که متنفر است دخترک داستانمان است. حامی: به چشم دیدم نفرت انگیز ترین زن زندگیم ام را، حال که بیوه مرده برادرم است وقت انتقام است حال که قرار است به عقد خودم در بیاید زمان تاوان پس دادن ...
رمان رولت روسی از یاسمین منصوری
رمان رولت روسی از یاسمین منصوری :
تارا دختری که با نقشه دوستانش در دوران دانشجویی به خاطر فیلم مستهجنی که از او پخش می شود، از دانشگاه اخراج می شود. ده سال بعد تارا قوی تر از قبل برمی گردد تا تقاص آینده تباه شده اش را بگیرد..
خلاصه رمان رولت روسی
من هستم! تارای بیست و هفت ساله که با مهراد بیست و هشت ساله در باری کم سر و صدا و دنج در دبی نشسته ام و اختلاط میکنیم. ساعت یازده شب باهم می خندیم… نگاه مشتاقش را بالاخره به دست آورده ام و نمی ...
رمان ویرانه های غرورمون از تهمینه
رمان ویرانه های غرورمون از تهمینه :رمان ویرانه های غرورمنون نوشته تهمینه، داستان ایرانی های سفر کرده به دیار غربت و شرایط زندگی آنهاست. داستان درباره سوفیا چشم آذر، دختر زیبای ایرانی که با مادرش، غیر قانونی به آمریکا مهاجرت میکنه و وارد صنعت مدلینگ میشه…
خلاصه رمان ویرانه های غرورمون
داشتم میز مشتری رو تمیز می کردم که دیدم مایکل آماده شده بره. کارمو سریعتر تموم کردم و دوییدم سمتش. با چشم غره نگاهم کرد، آخه همیشه بهم میگفت تو رستوران جلو مشتری ندوعم. با نیش باز نگاهش کردم و گفتم: داری میری عکاسی؟
به معنی آره ...
رمان آغوش آتش هر دو جلد از کمند
رمان آغوش آتش هر دو جلد از کمند :آهیر، با سن کمش، بزرگ محله است. در شب دامادیش، عروسش مرجان را میدزدند و در پارک روبهروی خانهاش، جلوی چشم آهیر میکشند. آهیر در محل میماند تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل او را پیدا کند. آهیر، که نامی کردی به معنای آتش است، در ظاهر آهنگری میکند، ولی کسی از شغل اصلیاش خبر ندارد. حالا پروا، خبرنگار سرتقی که به تازگی همسایهی آتش شده، از قضا دل آهیر را برده، ولی…
خلاصه رمان آغوش آتش
با رفتن آهیر، لبخندی بر لبان مرجان نقش بست. ...
رمان همدرد از دلان
رمان همدرد از دلان :بلور و مرصاد از بچگی توی یه محل با همبزرگ شدن و با هم همبازی بودن… حالا هر دو بزرگ شدن، هر دو مربی باشگاه کاراته و بدن سازی هستن و هر دو بخاطر علاقه شون به عکاسی، یه آتلیه شریکی زدن… توی این آتلیه گذشته از عکس های مجالس و عروسی ها، تیزر تبلیغاتی هم درست میکنن و موفقن.. خانواده مرصاد، دخترعموش رو براش در نظر گرفتن ولی مرصاد عاشق بلوره..
خلاصه رمان همدرد
با صدای گوش خراش زنگ مدرسه و هیاهوی بچه ها توی حیاط، دقیقاً زیر پنجره ی اتاق از خواب بیدار ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.