رمان سیاژ جلددوم از الهه محمدی
رمان سیاژ جلددوم از الهه محمدی :فهمید بغضش شکسته. صدایش می لرزید. محال بود بی تفاوت شان شود. احسان از جنس خودش بود. همانطور که او نمی توانست همسرش را بین مرگ و زندگی رها کند، او هم قادر نبود عشقش را ببوسد و کنار بگذارد. عشق به خانواده و هستی اش را. آن شب وقتی با هستی حرف میزند، در گوشش گفت: “عین نخودی ام برای کسایی که میخوان گُل بزنن. هی توپ شون بهم میخوره. نه بازیکنم نه گُلر. ولی وسط بازیام. بازی ای که ربطی بهم نداره …
قسمتی از رمان سیاژ :
یادآوری ...
رمان می چسبمت مثل لب سیگار در مستی از مهدیه افشار
رمان می چسبمت مثل لب سیگار در مستی از مهدیه افشار :من امیرحسین ملکی ام، ته تغاری حاج نادر ملکی
درگیر عشق ممنوعهی زنی میشم که عالم و آدم مخالفشن و میگن اون یه هرزهاس
دختری که مادر بچهی برادرمه و شش سال پیش اون رو با یه بچهی معلول تنها گذاشته
حالا عشق منه و من برای داشتنش هرکاری میکنم اما طناز
مچش رو با یه غریبه تو تختمون میگیرم
طناز بهم میگه که فقط برای انتقام از خانوادهام وارد زندگیم شده
و بعد از اون من دیگه نمیتونم به هیچ زن و دختری اعتماد ...
رمان اسیر پادشاه از zoey draven
رمان اسیر پادشاه از zoey draven :لانا در سیاره ی داکار با برادرش زندگی میکنه. مردم داکاری به شدت به زمین هاشون اهمیت میدن و وقتی برادر لانا زمین زراعیشون رو آتش میزنه یکی از شش پادشاه داکار برای کشتن کیوِن به روستای اونها میاد ولی لانا جون خودش رو به جای جون برادرش پیشنهاد میده. اما پادشاه داکار با دیدن لانا نقشه ی دیگه ای برای اون میکشه. پادشاه جون اون و برادرش رو میبخشه به شرط اینکه لانا به اون خدمت کنه. پادشاه اونو مجبور به کارهایی میکنه که باعث میشه از خودش ...
رمان گیوتین از عالیس
رمان گیوتین از عالیس :روشن پاکمهر، یه وکیل پایه یک دادگستریه که برای نجات باباش از زندان، به یزدان فرخزاد نزدیک مـیشـه
تا مدرک جور کنه چون معتقده یزدان تـو زندانی شـدن باباش نقش داره… و یزدان با دیـدن زیبایی
چهره و هیکل خـوبِ روشن، بهش جذب مـیشـه و جای کشتنش، بهش پیشنهاد صیغه نود و نه ساله مـیـده…
روشن چارهای جز قبول این پیشنهاد نداره اما… دخترِ تخصِ این رمان خـون به دلِ یزدان مـیکنه و
همهی نقشـههاش رو نقش بر آب مـیکنه تا جایی که یزدان مجبور مـیشـه .
بخشی از رمان
دکمه ی ریموت ضبط رو زدم و به موزیک ...
رمان طهران ۵۵ از مینا شوکتی
رمان طهران ۵۵ از مینا شوکتی :دختری عکاس، به اسم نوا، که برای شرکت در نمایشگاه عکاسی به دنبال یک مکانیکی میگردد تا با عکس گرفتن از یک خانم در مکانیکی به همه ی مردم بفهماند که زنها هم از عهده کارهای سخت بر می آیند، نوا پس از تحقیقات زیاد گاراژ احمری ها را برای کارش پیدا میکند و با خانواده ی احمری که روش زندگی سنتی دارند و همه گوش به فرمان جهانگیر خان ( بزرگ خاندان ) هستند آشنا میشود، در این بین خلیل ( پدربزرگ نوا ) که سال هاست راز ...
رمان غمزه ای برای دیاکو از سارا اصل
رمان غمزه ای برای دیاکو از سارا اصل :غمزه دختری که برای از ارث محروم نشدن پدرش قبول میکنه با کسی که پدر بزرگش شرط میکنه ازدواج کنه و بعد هم برای مدتی ایرانو ترک کنه در حالی که از بچگی عاشق دیاکو بوده و برای اینکه دیاکو باهاش بازی کنه بهش اجازه میداده که در عالم بچگی هرکاری دوس داره بکنه با این حال هنوز هم عاشق دیاکوست اما نمیخواد قبول کنه چون با این که حتی شوهرشو تاحالا ندیده فکر میکنه بودن با مرد دیگه ای گناهه. وقتی فقط ۱۳ سالش ...
رمان بازگشت طیطو از سروناز روحی
رمان بازگشت طیطو از سروناز روحی :نگارین، دختر تنها و مستقلی است که بار زندگی دو نفره با خواهرش را به دوش میکشد، در یک پرنده فروشی کار میکند و
با درآمد ناچیز زندگی اش را می گذراند، در این میان خاندان بزرگ و پولداری، با آمدن فرزند ارشدشان به وطن دچار یک چالش بزرگ می شوند …
مهندس آزاد زرنگار به محض اینکه بازگشت رقیبش را نزدیک می بیند، مهره هایش را آماده ی مبارزه میکند و
تمام تلاشش برای کیش و مات کردن شاه را به کار میگیرد، مهره پیاده، مهره ای بسیار مهم برای مبارزه ...
رمان ژالین از مریم پیروند
رمان ژالین از مریم پیروند :مرال یک عکاس طبیعت است که در کودکی، پدر و مادرش از هم جدا شدند با این احوال در شرایط نرمالی مرال را بزرگ کردند، مرال پس از شنیدن خبر فوت ماهان از دوستان خانوادگیشان، به روستای خوش آب و هوایی میرود، که عمهاش آنجا خانه دارد، آنجا با خیام آشنا میشود که برادر ماهان بوده و آمده تا غم برادر را فراموش کند اما …
خلاصه رمان تمام زمزمههای زمین
صبح با هوایی دل انگیز بیدار شدم. ابری بود و مه الود. دوباره صحبتی کوتاه با مامان و بابا کردم. بعد هم ...
رمان پیچ شمرون از نازنین محمد حسینی
رمان پیچ شمرون از نازنین محمد حسینی :آرش تک پسر حاج فتوره چی بزرگ بازار! کسی که به دختر بازی توی جمع هامون معروف بود.
کسی که هیچ دختری از زیر دستش سالم درنمیومد. یه پسر عیاش به تمام معنا ولی انقدر جذاب
که عاشقش شدم. عاشقش شدم، جونمم براش می دادم. همه ی زندگیم بود…
ولی اون! ازدواج با من براش یه معامله ی بزرگ بود معامله ای که وقتی بچه اش
تو شکمم بود فهمیدم این ازدواج یه معامله بوده...
قسمت اول رمان پیچ شمرون
– لیلی من تو رو میکشم. عین بچه های دو ساله میمونی انگار من ...
رمان کابوی و دلبر از هلن هارت
رمان کابوی و دلبر از هلن هارت :هالی زنی چهل سالهای است که یک شب توی بار جذب کابوی جذاب بیست و نه سالهای میشه و باهاش دوست میشه. هالی به خودش قول میده که همه چیز یه رابطه یک شبه باشه و دیگه هرگز جک رو نبینه و به قول خودش عمل میکنه. اما شش ماه بعد، جک که دیوانه وار دنبال هالی میگرده به طور اتفاقی اون روی توی یه کلاس طراحی آناتومی بدن انسان میبینه و متوجه میشه که قصد نداره بذاره دلبرش دوباره ازش فرار کنه! و هالی باورش نمیشه ...
رمان مادلینگ از آزاده شیر زاد
رمان مادلینگ از آزاده شیر زاد :دلان دختری تنها که بعد از اخراج از شرکت آرمان در جستجوی شغلی جدید برای گذران زندگی سخت و پیچیده اش ،
به طور اتفاقی به عنوان پرستار سر از خانه مادر دکتر شاهین آرمان (بهجت خانوم)… رئیس مجموعه شرکت های بزرگ حسابرسی آرمان در می آورد و
به عنوان پرستار در انجا مشغول کار میشود تا وقتی که به خاطر دزدی مشکوک از منزل بهجت خانوم مجبور به نقل مکان به ویلای شاهین میشوند….
شاهین مردی سختگیر با چشمان کهربایی و دلان حاضرجواب….
بخشی از رمان:
شیر آب کنار حوض را باز کردم ...
رمان گوشه پیراهن تو از مریم سلطانی
رمان گوشه پیراهن تو از مریم سلطانی :ترمه برای مراسم سالگرد ترنج، خواهرش، راهی شهرشه که با اومدن پیامی به تلفنش متوجه حکم طلاقی که ماه ها منتظرش بود میشه. از طرفی تو مراسم ترنج، همسر خواهرش رو برای اولین بار میبینه و طی دیدارهایی که ناخودآگاه و بعد اون شب بینشون ایجاد میشه، پی به راز بزرگی که مرگ ترنج رو به دنبال داره میبره. راز بزرگی که شوکی بزرگ تر به دنبال داره….
قسمتی از رمان گوشه پیراهن تو :
دستم را از لبه ی پنجره برداشتم و قدمی عقب رفتم.
ماشین را به آرامی ...
رمان سایه گناه
رمان سایه گناه :این رمان در مورد دختر یتیمی هست که به همراه عمه و دخترعمه اش زندگی میکنه.سایه دختر دانشجوی خیلی سرزبون دار و شیطونی هست
که گاهی برای درآوردن مخارجش با پسرها دوست میشه و اونهارو تیغ میزنه.آخرین نفری که با اون دوست میشه استادش نوید
هست که اون رو برای کار به شرکتش دعوت میکنه،و این میشه باب آشنایی سایه و رئیس شرکتش فرهان که در اصل صاحب
عمارتی هست که عمه اش تو اون کار میکنه.در ادامه سایه پاش به عمارت باز میشه و رازهای زندگیش هم برملا میشن…
بخشی از رمان:
سریع از او دور شدم و با ...
رمان التهاب از زینب بیش بهار
رمان التهاب از زینب بیش بهار :گلناز، دختری که برای کار وارد یک شرکت ساختمانی میشود، اما به واسطهٔ یک کینه و دشمنی، به جرم رابطه با صاحب شرکت کارش به کلانتری میکشد …
قسمتی از داستان التهاب:
سرش پایین آمدو نگاهش نشست روی شال نقرهای و صورتی دخترک. خواست حرفی بزند، شاید چیزی شبیه دلداری، اما همان لحظه کسی با قدم هایی تند از مقابلشان گذشت. سرباز پا کوبید و او به سرعت وارد اتاقش شد. ضربان قلب دخترک تند شد. وحشت در تن و جانش دوید و احساس بیچارگی
فلجش کرد. آب دهانش را بلعیدو دست ...
رمان خانزاده عیاش از آیرین
رمان خانزاده عیاش از آیرین :خانزاده مغرورے که تازه درسش رو تموم کرده وازخارج برمیگرده توے یه نگاه بعد ده سال دورے عاشق دخترخدمتکارشون کہ همبازے بچگی اش بوده میشہ ولے …
بخشی از رمان:
با اون چشم های پر از اشکم بهش خیره شدم . بغض توی گلوم داشت خفم میکرد .
دوست داشتم جیغ بزنم، پاهام و محکم روی زمین بکوبم و این عمارت لعنتی رو روی سرم بزارم .
اما می دونستم اجازه ی این کارو ندارم … اگه صدام در میومد مادرم دمار از روزگارم در می اورد . پوزخندی به روم زد .
نگاه پر اشکم ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.