رمان آقای فرشته از نسا
رمان آقای فرشته از نسا :چکاوک دختری روستایی که به اجبار پدرش مجبوره صیغه ی یک پیرمرد ۷۰ ساله بشه و درصورتی که بچش پسر باشه پایبند اون زندگی بشه و
به عقد اون پیرمرد در بیاد ولی تو لحظه ی اخر شخصی وارد زندگیش میشه و دنیاشو زیر و رو میکنه…
صدرا خواننده و شکارچی معروفی که تازه همسرشو از دست داده و
برای فرار از ازدواج با خواهر زنش ستاره، چکاوک رو به عقد خودش درمیاره و…
صدای زوزه ی گرگ ها واضح تر از هر وقتی به گوشش می رسید.
انقدر بلند و نزدیک که هر لحظه منتظر ...
رمان زمردم از محیا بابائ
رمان زمردم از محیا بابائی :زمرد از ترس ازدواج اجباری به پسرخاله اش پناه می برد، علی ای که مردانگی اش زبان زد است و دوازده سال از زمرد بزرگتر! غافل از آنکه…
خلاصه رمان زمردم:
خمیازه ای کشیدم و دستم را جلوی دهانم مشت کردم قطره اشکی از کنار چشمم سر خورد که حاصل خمیازه ام بود. چشمانم گرم خواب شده بود. سرم را به پشت صندلی ام تکیه دادم و چشمانم را بستم… از حس چیزی روی صورتم تکانی خوردم دستم را روی صورتم کشیدم و تار های مزاحم موهایم را از صورتم کنار زدم چشمانم ...
رمان رئیس وسواسی من از فاطمه
رمان رئیس وسواسی من از فاطمه :در باز شد با دیدن تانیا زیر لب فحشی دادم لبخندی زد و گفت:- مبارک باشه! – مرسی. نگاهی به آرتان که با اخم داشت نگاش میکرد کرد و گفت: – آرتان یه دقیقه میای؟ ارتان نگاهی بهم انداخت باشه ای زیر لب گفت تانیا رفت و آرتان از جاش بلند شد و گفت: – الان میام عزیزم! سری تکون دادم که رفت. بیا اینم از شانس ما، آخه کجا دیدی روز نامزدی طرف زن سابقش هم حضور داشته باشه؟ اونم بیاد شوهرت و صدا کن ببره!
خلاصه رمان:رئیس وسواسی ...
رمان نیم تاج از مونسا
رمان نیم تاج از مونسا :غنچه سیاوشی، دختر آروم و دلربایی که متهم به قتل جانا، خواهر زادهی جهان جواهری تاجر بزرگ تهران و مردی پرصلابت میشه. حکم غنچه اعدامه و اما جهان، تنها کس جانا… رضایت میده. فقط به نیت اینکه خودش ذره ذره نفس غنچهرو بِبُره!
خلاصه رمان نیم تاج:
قدم اول را برداشتم… می خواستم گریه کنم…فریاد بزنم… اما انگار اشک هایم همراه صدام خشک شده بود! حصار دستبند فلزی دور مچ های ظریفم انگار هر لحظه تنگ تر و سرد تر میشد! قدم دوم را برداشتم… پاهایم می لرزید.! لب گزیدم…نمی خواستم برم… نباید ...
رمان حجله اجباری از نگار رازقندی
رمان حجله اجباری از نگار رازقندی :داستان دختری به اسم یارا هست بعد مرگ مادر پدرش میره خونه ای پدر بزرگش اونجا بهش میگن با پسر عموی خشنش ازدواج کنه
حالا یارا با این مرد بی رحم چیکار کنه وقتی قلبش گیر یک دختر دیگس…
بخشی از رمان:
چشم هام رو بستم و به صندلی تکیه دادم.
آرایشگر با هر بندی که روی صورتم می انداخت من پلکام رو روی هم فشار می دادم. حدود نیم ساعت به کارش ادامه داد تا
بالاخره رضایت داد دست از سرم برداره.
چشمامو باز کردم و اشکی که از شقیقه ام جاری شده بود ...
رمان دامینیک از maryamkh
رمان دامینیک از maryamkh :جذابیت دامینیک همه دخترهای اطرافش رو تحت تاثیر قرار میده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزهای میشه برای دامینیک تا با و شیطنتها و گذشتن از خط قرمزها توجهشو جلب کنه تا جایی که…
خلاصه رمان دامینیک:
از اینکه اینقدر عصبانی بودم یکم شوکه شدم. تنها شخص دیگه ای که میتونست اینقدر راحت و بدون انجام کار خاصی بره روی اعصابم جیسون بین بود. اون بچه خوشگل اصلی مدرسه بود و همیشه مثل یک عوضی با من رفتار می کرد. در حال حاضر جایی توی استرالیا ...
رمان عطر از راضیه نعمتی
رمان عطر از راضیه نعمتی :نگار دختری مهربان و احساسی در سفر به شمال با مهرداد پسر دوست دیرینه پدرش رو به رو میشود که زمانی همبازی کودکیاش بوده و رویای ازدواج با او را در سر میپرورانده. این احساس تا حدودی متقابل است اما رازی در مورد مهرداد وجود دارد که از نظر نگار پنهان است و در صورت بر ملا شدنش …
خلاصه رمان عطر:
یک ربع بود نگار از خواب بیدار شده اما هنوز روی تخت مانده بود. از این پهلو به آن پهلو غلت میزد و ذهنش همچنان درگیر مهرداد بود به جملهی تلخ ...
رمان بیست و یک از نگار رازقندی
رمان بیست و یک از نگار رازقندی : بار اولی که کارت های بازی رو دستم گرفتم یادم نمیاد چند سالم بود اما میدونم اون لحظه یه چیزی توی وجودم تکون خورد،
انگار که تیکه از پازل گم شدهت رو پیدا کرده باشی …
یه ماهی تازه کار توی اقیانوسی پر از کوسه که تازه داشت نیش در می اورد تا اکواریومش به خون آبه بکشونه”
(چاووش/ تابستون)
قسمتی از رمان
#ماهک
بهم زل زده بود. چشم های تیره، اون لباس های مشکی و عینک آفتابی که نور خورشید ازش بازتاب میشد توی چشمم،
همه چی دست به دست هم داده بود ...
رمان از جنس اقلیما از شقایق علیزاده
رمان از جنس اقلیما از شقایق علیزاده :این رمان در مورد یک دختر 16ساله به اسم اقلیما است که توسط پدرش به خاطر باخت در قماربه سیاوش فروخته میشه. سیاوش یک مرد با خوی وحشیه که مدام اقلیما رو اذیت و آزار میده .بعدها اقلیما رو برای نیاز جنسیش صیغه میکنه تا اینکه…
خلاصه رمان از جنس اقلیما
تمام تنم بخاطر کتک های دیشب کوفته و زخمی بود. بخاطر اینکه نتونسته بودم پول بیشتری براش ببرم تا می تونست کتکم زد. ازاین مرد که اسم پدر رو یدک میکشه متنفرم .صدای حال بهم زنش بلند شد: ...
رمان بوسه بر گیسوی یار از شیرین نور نژاد
رمان بوسه بر گیسوی یار از شیرین نور نژاد :دو همسایه با دو دنیا و عقیده ی متفاوت! یک دختر امروزی و باکلاس که زندگیش نظم خاصی دارد و یک پسر لات و ناخلف که کفتربازی یکی از تفریحات اوست! امااا هردو به یک چیزی معتقد هستند، اینکه میتوانند آن یکی را به زانو دربیاروند!! و از خونه ای که حق خودشان میدانند فراری بدهند، سر کینه و لجبازی باهم ازدواج میکنند! هیچکدوم قصد کوتاه آمدن ندارند و هر راهی را امتحان میکنند تا طرف مقابل کم بیاورد اما …
خلاصه رمان بوسه ...
رمان مخمصه باران از کوثر شاهینی فر
رمان مخمصه باران از کوثر شاهینی فر :ارزان فروختم دخترانگی ام را، هم خوابه مردی شدم که حتی او را نمیشناختم، در این منجلاب هوس و گناه دست و پا زدم، قصد کشتن خود را داشتم که فهمیدم باردارم، فلاکت به اوج خودش رسید که من دخترکی مادر شده با شناسنامه سفید و بکر، بزرگترین حقیقت دروغ زندگی ام را فهمیدم، اطرافیانم که آن ها را خانواده میپنداشتم، گرگانی در لباس سفید بره بودند که مرا در این لجن همراهی کرده، تاوان خواهند داد تا آن قطره قطره خونی که از چشمانم بارید… فرزندی ...
رمان روناهی از فاطیما
رمان روناهی از فاطیما :روناهی دختری زیبا و معصوم که اسیر رسومات شوم یک روستا شده و به اجبار پدرش با دیاکو دایی مردی که عاشقش است ازدواج میکند؛ دیاکو خان زادهای خشن و بی رحم که در شب زفاف به اجبار، روناهی را باردار میکند.
قسمتی از رمان روناهی :
شب از نیمه گذشته بود و هنوز از آقا خبری نبود، از سخنان این چند وقته اش شنیده بودم قصد انتقام گرفتن از کسی رو داره.
سر شب هم با چند نگهبان به قول شادان گرگ از عمارت رفته و هنوز برنگشته بود.
بی بی بازویم رو گرفت و گفت: ...
رمان از لیلیث به آقای ابلیس از مهرسا
رمان از لیلیث به آقای ابلیس از مهرسا :موضوع اصلی رمان از لیلیث به آقای ابلیس قصهی مردی است که از گذشتهی خودش فرار کرده اما بعد از گذشتِ چند سال، ناچار به قبول سرپرستیِ بچههایی میشه که گذشته رو بار دیگه به یادش میآرن…
رمان از لیلیث به آقای ابلیس به قلم مهسا حسینی در سال ۱۴۰۲ از اپلیکیشن باغ استور منتشر شده است.
مقدمه رمان از لیلیث به آقای ابلیس :
در کتابِ تلمود که از آن به عنوانِ توراتِ شفاهی یاد میکنند، آمده است که اولین همسرِ آدم زنی به نامِ لیلیث بود. خداوند ...
رمان غمزه از sarna azadrahi
رمان غمزه از sarna azadrahi :امیرکاوه کاویان ۳۳ساله. مدیرعامل یه کارخونه ی قطعات ماشین فوق العاده بی اعصاب و کله خر! پدرش یکی از بزرگ ترین کارخانه دار های تهران! توی کارخونه با یک کارگر جرو بحث میکنه واتفاقی باعث مرگ اون فرد میشه! طرف دیگه ی قصه دختریه که ۲۵سال بیشتر نداره و میشه ولی دَم! حالا امیرکاوه باید رضایت رخنه نامدار رو بدست بیاره وگرنه طی شش ماه بالای چوبه ی دار میره!…
خلاصه رمان غمزه
داخل ماشین مدل بالای امیرکاوه نشسته بودیم. رو به روی یه ساختمون چهارطبقه با نمای سفید. همینکه داخل اپارتمانش نبودم ...
رمان دلبر ممنوعه از نیلا
رمان دلبر ممنوعه از نیلا :رمان درباره ی دختری به اسم آوین هست که وقتی یازده سالش بود خانواده ی به شدت ثرومتمندی اون رو به فرزندخونده گی قبول می کنن اونایه پسردارن پسرشونم بعدازگرفتن حضانت آوین ایران و ترک می کنه و میره پاریس حالابعداز12سال برمیگرده و عاشق خواهر دلبر و سکـسیش میشه و....
مطالعه بیشتر: رمان ماه شب تارم از مهسا اربابی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فایل تو فایل " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.